تبليغاتX
کپى
محتواسازی مفید

نگاهي کوتاه به شهرستان هشترود

هشترود از قدمتي ديرينه و كهن برخوردار است، در دوره ي ساسانيان از روستاهاي مهم منطقه بوده و در طول تاريخ بارها تخريب و دوباره بازسازي شده است. اساس اقتصاد اين منطقه بر کشاورزي و دام داري استوار بوده و محصولات مختلف کشاورزي و باغي در اين شهرستان به عمل مي آيد. صنايع دستي و کارخانه اي نيز مهم ترين صنايع شهرستان هشترود را تشکيل مي دهند. کوهستان سهند و تالاب هاي متعدد شهرستان هشترود از جاذبه هاي طبيعي اين منطقه و قلعه ضحاک که يکي از معروف ترين و قديمي ترين قلعه هاي استان آذربايجان شرقي است، از جاذبه هاي تاريخي اين ناحيه به شمار مي آيد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام اوليه هشترود تا قرن حاضر ‹‹سراسكندر›› بوده كه از وجه تسميه آن اطلاعي در دست نيست. بعدها به نام سرسكن ( سر جدا كردن ) ناميده شده است. اين نام نيز بعد ها تغيير كرده و به علت وجود 8 رودخانه در منطقه به نام هشترود ناميده شده است. شهرستان هشترود داراي قدمتي ديرينه و كهن است که در دوره ساسانيان از روستاهاي مهم منطقه بوده و در طول تاريخ بارها تخريب و دوباره بازسازي شده است.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان هشترود از شمال به شهرستان بستان آباد، از خاور به ميانه، از جنوب خاوري به زنجان، از جنوب به شاهين دژ، از جنوب باختري به مياندوآب و از باختر به شهرستان مراغه محدود مي شود. آب و هواي هشترود نسبتا سرد و خشک است. هشترود در 47 درجه و 03 دقيقه درازاي خاوري و 37 درجه و 28 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1660 متري از سطح دريا واقع شده است. اين منطقه در مسير اصلي قره چمن – مراغه قرار گرفته و 119 كيلومتر تا تبريز و 94 كيلومتر تا شهر مراغه فاصله دارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:26  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به مراغه

مراغه از مناطق كهن آذربايجان شرقي است که گفته مي شود در دوره مادها ساخته شده است. مراغه يک منطقه ي كشاورزي است و تنوع محصولات و فرآورده هاي كشاورزي آن را به يكي از مناطق مهم آذربايجان شرقي تبديل کرده است. گفته مي شود در زمان داريوش، آذربايجان شرقي يكي از ساتراپ هاي ايران و پايتخت آن شهر شيز بوده كه در جنوب خاوري مراغه قرار داشته است. از نظر كشاورزي و باغ داري اين شهرستان وضع بسيار خوب و پر رونقي داشته و نوع كشت آن آبي و ديمي است. مراغه در زمينه ي صنايع وابسته به كشاورزي فعاليت دارد و بيش تر كارخانه هاي موجود در آن به كار تهيه خشكبار اشتغال دارند. جاذبه هاي طبيعي شهرستان مراغه؛ اين منطقه را به يکي از زيباترين مناطق آذربايجان شرقي تبديل کرده است. وجود کوهستان سهند و نزديکي به ساحل درياچه اروميه همراه با دشت سبز مراغه، وجود غارهامپوييل که معروف ترين غار منطقه است، آثار تاريخي و باستاني فراوان از جمله مساجد قديمي مانند: مسجدجامع مراغه، مقبره هاي مشاهير، قلعه ها، برج ها، کليساهاي زيبا، سدها و پل هاي قديمي و از همه مهم تر رصدخانه ي مراغه اين منطقه را به لحاظ طبيعي و تاريخي به يکي از مناطق ديدني و غني استان آذربايجان شرقي تبديل کرده است.

 

مساجد مراغه

مسجد معزالدين مراغه
در سمت باختري ميدان خشكبار مراغه كه درگذشته به ميدان آرد فروشان معروف بود، مسجدي قديمي وجود دارد كه به مسجد معز الدين معروف است. در فضاي كلي اين بنا يك مسجد كوچك ديگر و مقبره اي گنبد دار وجود دارد. اين مسجد بزرگ 36 ستون چوبي در چهار رديف دارد كه از ديوار شمالي آن توسط قرينه اي وارد محوطه مقبره شيخ معز الدين مي شود. مقبره، برج گنبد داري است نظير برج غفاريه مراغه كه در اثر رطوبت و عدم توجه و مراقبت، به مرور زمان گنبد آن فرو ريخته و تزيناتش از بين رفته است. در محوطه مقبره و مساجد، سنگ نبشته ها و الواح قبرهاي متعددي وجود دارد كه به روشن ساختن تاريخ مراغه كمكي شايان توجهي مي كند و اطلاعات ارزنده اي از قرن هاي 8 تا 12 هجري در اختيار علاقمندان به تحقيق در تاريخ و ادب و هنر مي گذارند. اين سنگ نبشته ها متعلق به قبر شيخ معز الدين و بستگان وي است. آن چه كه از اين سنگ نبشته ها معلوم مي شود اين است كه از قرن هشتم به بعد تا روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي، خاندان معز الدين در مراغه صدارت و نفوذ سياسي و معنوي داشته اند. اين مسجد در دوران سلطنت شاه تهماسب به وسيله فردي به نام حاجي نبي بازسازي گرديد كه ماده تاريخ 976 هـ. ق در كتيبه اي از مرمر ديده مي شود. علاوه بر اين، در سال 1372 هـ. ق نيز تعميراتي در مسجد صورت گرفت كه در يك كتيبه با خط نستعليق درشت نوشته شده است.
مسجد زنجيرلي مراغه
اين مسجد در جنوب خاوري برج ده ضلعي مشهور به «قبر مادر هلاكو» واقع شده است. سقف و ستون هاي چوبي منقش آن به سبك دوره صفوي است.
مسجد جامع مراغه
اين مسجد در خيابان خواجه نصير مراغه واقع شده است. اين مسجد داراي دو در است که يكي به خيابان و ديگري به بازار سبزي فروشان اين شهر باز مي شود. كتيبه هاي موجود و شيوه معماري مسجد نشانگر تعلق آن به دوره صفويان است. اين مسجد حياط بزرگي دارد كه بناي اصلي در قسمت جنوبي آن قرار گرفته و در بقيه فضاي حياط 16 اطاق براي سكونت طلاب ديني ساخته شده است. درازاي بناي مسجد 28 متر و پهناي آن 5/18 متر است و 35 ستون دارد. سقف و ستون هايي آن منقش و همگي چوبي مي باشند. اين مسجد داراي شبستاني با چايخانه و آبدارخانه مي باشد. پنجره هاي شبستان به مسجد باز مي شود. در كنار شبستان، مسجد متروكي نيز وجود دارد كه بر روي ديوار آن دو كتيبه سنگي است كه تاريخ آن ها به ترتيب 1024 و 1106 هـ. ق مي باشد. متن كتيبه ها نشان دهنده فرماني است كه از سوي حاكم وقت در لغو پاره اي از مقررات مالي و پرداخت وجوهي كه از طرف رعايا انجام مي شد، صادر شده بود.
مسجد شيخ بابا
يكي ديگر از مساجد تاريخي مراغه، مسجدي موسوم به شيخ بابا است كه آن نيز در سال هاي اخير بازسازي شده است. اما از بناي اصلي و اوليه مسجد آثاري به جاي مانده كه در جريان نوسازي مورد استفاده قرار گرفت و هر كدام از آن ها ويژگي به خصوصي از نظر معماري و قدمت تاريخي دارند. اين مسجد در قسمت شمالي خيابان خواجه نصير واقع شده است

 

کليساي مراغه

کليساي هوانس مراغه
اين کليسا در روستاي پرآباد بين مراغه و ميانه واقع شده است. البته هنوز هم مورد استفاده اقليت شهر قرار مي گيرد. اين کليسا مربوط به دوره ايلخانان است، مدخل آن در ضلع باختري است و ورود به داخل از طريق درگاه زير طاق گنبدي صورت مي گيرد. فضاي اصلي کليسا به شکل مستطيل است که عبادتگاه يا محراب، در ضلع خاوري آن واقع شده که مرکب از سه طاقنما با قوس جناغي است. طاق نماي مياني از طاق نماهاي طرفين بزرگ تر است و در داخل اين طاقنما ها دو پنجره مستطيل شکل با تزيين جالب و شيشه هاي رنگي ديده مي شود. طاق نماي مياني داراي طاق جناغي و طاقنماهاي طرفين داراي گنبد کوچکي است. در ديوار، طاقچه ها و نغول هاي کم عمقي جهت عکس هاي يادبود تعبيه شده است. نور داخل کليسا از درب ورودي و پنجره هاي کوچک ضلع خاوري، شمالي و جنوبي تامين مي شود. در جلوي تالار نرده چوبي مشبکي قرار دارد که حد فاصل محراب و محل نشستن مردم است. بر روي سقف کليسا نيز چند چلچراغ قديمي جلب توجه مي کند. در ضلع باختري حياط يک سري ساختمان يک طبقه احداث شده که در گذشته مورد استفاده بوده و اکنون متروک شده است ولي اتاق هاي مخروبه ديگري نيز در اطراف حياط ديده مي شود که مسکن ارامنه کم بضاعت روستاي پرآباد است. سر در ورودي کليسا داراي گنبد هرمي با روکش شيرواني است و ناقوس کليسا نيز در اين محل قرار دارد

 

پلهاي مراغه

پل چيكان مراغه
اين پل در 25 كيلومتري شمال خاوري مراغه قرار گرفته و آثار دوره صفوي به شمار مي آيد.
پل سنگي مراغه
اين پل در گذشته بر روي رودخانه صافي، در كنار شهر مراغه و در مسير ارتباطي به بناب قرار داشته است. اين پل در دوره قاجاريه توسط حاجي ملك موسوي ساخته شده و داراي پايه هاي سنگي و طاق و بدنه آجري با قوس جناغي بوده و پايه هاي آن در جهت مخالف جريان آب، شكل مثلثي داشته اندو تمام دهانه هاي پل به يك ارتفاع بوده است.
پل ليلان چاي مراغه
اين پل در جنوب روستاي ليلاناز توابع شهرستان ملكان- بر روي ليلان چاي و در مسير كاروان و قديمي تبريزهمدان واقع گرديده و ظاهرا از آثار دوره صفويه مي باشد كه دردوره قاجاريه بازسازي و تعمير شده است. پل ليلان چاي، 46 متر درازاي (با احتساب دنباله و بخش از بين رفته پل، 75 متر) و با احتساب جان پناه ها، 30/6 متر پهناي و 40/5 متر ارتفاع داشته است. دهانه هاي سه گانه پل هر كدام 50/4 متر پهناي دارد و با طاق جناغي پوشش يافته اند. شالوده پايه هاي پل از سنگ هاي تراشيده ساخته شده و بر روي صخره هاي طبيعي بستر رودخانه قرار گرفته است. اين پايه ها در هر دو جهت، موج شكن هايي مثلثي شكل دارند. اين موج شكن ها به صورت جرزهاي پشتيبان تا راس جان پناه ها بالا مي آمده است. ابعاد آجرهاي به كار رفته در اين پل، 5/4× 21×21 سانتي متر است.
پل هلاکو مراغه
در قسمت شمال باختري شهر مراغه کنار برج معروف به برج غفاريه، پل قديمي هفت چشمه اي وجود دارد، که متاسفانه فقط چهار چشمه از آن باقي مانده و سه چشمه ديگرش خراب است. اين پل که بر روي رودخانه صافي چاي بنا گرديده و فعلا متروک مانده، نزد اهالي به پل «هلاکو خان» مشهور است. چشمه هاي آن با هم متحدالشکل و مساوي نيستند. دو چشمه با قوس هلالي و يک چشمه به صورت هلال شکسته و يک چشمه هم جناغي است. بر روي پايه سوم پل در جناغ شمالي کتيبه اي وجود دارد که متاسفانه به دليل ساييدگي، تاريخ آن قابل قرائت نمي باشد تا بتوان از روي آن به تاريخ بناي پل پي برد. ولي ترديدي نمي توان داشت که اين پل از دوره ايلخانان مغول باقي مانده و به همان سبک ابنيه مغولي از آجر و سنگ بنا گرديده و بعد ها تعميراتي در آن صورت گرفته است. طرز ساختمان پل ترکيبي است از آجر چيني در بين جرزها و قاب کردن سنگ در قالب آجري که همان سبک پل سازي مغول محسوب مي شود.

 

قلعه هاوبرجهاي مراغه

قلعه و غار قيز لار قالاسي مراغه
قيز لار قلعه سي (قلعه دختران) يكي از مهم ترين آثار تاريخي و طبيعي شهرستان مراغه است. اين قلعه و غار در 20 كيلومتري جنوب باختري مراغه و در سمت جنوبي دره بسيار عميق كوه هاي گوي داغ (كوه كبود) واقع شده است. دهانه غار به قطر 30×20 متر و درازاي آن در ابتدا 35 متر و پهنايش 24 متر و ارتفاعش حدود 20 متر است. ارتفاع كلي غار و قلعه نسبت به دره عميق مقابل حدود 1800 متر تخمين زده شده است. داخل غار دالان هاي متعدد تنگ و تاريكي وجود دارد كه در بعضي از آن ها اقسام استالاكتيت هاي آهكي به چشم مي خورد. در ارتفاعات پشت قلعه، باقيمانده يك ديوار خشتي به چشم مي خورد كه از بقاياي قلعه اي قديمي است كه پايين آن چند دخمه وجود دارد كه آثار كندوكاوهاي غير مجاز در آن ها مشهود است.
قلعه ضحاك (هشترود مراغه)
بر فراز تونل راه آهن تهران- تبريز، بين مراغه و ميانه، در خاور ايستگاه خراسانك، بقاياي يك آبادي قديمي سطح وسيعي را پوشانده است. اين محل را قلعه ضحاك مي خوانند. طريق وصول به قلعه به وسيله اتومبيل به اين ترتيب است. ابتدا بايد جاده ميانه- تبريز را در جهت سراسكند طي كنيم. سپس از سراسكند به طرف ايستگاه خراسانك، كه 14 كيلومتر راه خاكي ناهموار است، پيشروي نماييم. از اين نقطه به بعد را بايد پياده رفت. در امتداد خط به سمت خاور ميانه حركت مي كنيم، از تونلي مي گذريم و به پل راه آهن رودخانه قرنقو مي رسيم. بلافاصله پس از پل، تونل طويل تري شروع مي شود كه بخشي از قلعه ضحاك بر گرده آن استوار است. قلعه ضحاك را سرهنگي به نام مونتيث (Monteith) در حدود سال 1830 كشف كرد. در حوالي سال 1840 راولينسون و چند سال پيش محمد تقي مصطفوي رئيس باستانشناسي ايران از محل ديدن كرده اند. و نيز شيب من در سال 1964، در قلعه ضحاك مطالعاتي انجام داده است. رودخانه قرنقو در اين منطقه، مسير پيچ در پيچ خود را در فلاتي مرتفع و كوهستاني طي مي كند و به سمت خاور جريان مي يابد، تا در نزديكي ميانه به قزل اوزن بپيوندد. طرفين رودخانه را پرتگاه هاي تندي محصور كرده اند. قلعه، كه بنايي بسيار محكم است و ديواري دو لايه با پيشامد گي هاي مدور دفاعي دارد احتمالا توسط اسماعيليه بازسازي و مورد استفاده قرار گرفته است. قدمت آن ممكن است حتي به دوره ساساني نيز برسد. ساختمان قلعه با دو حصار جانبي پرتگاه هاي مشرف به رودخانه را در سمت باختر و خاور، مي بندد و با جبهه جنوبي مدخل آن را كه در زميني باريك بين دو سطح مرتفع واقع است، حفاظت مي كند. در بقاياي اين حصار قديمي هنوز جايگاه دروازه آن مشخص است و از اطرف آن سفال هايي متعلق به هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح، يافت شده كه از قدمت قلعه ضحاك حكايت مي كند. گمان مي رود كه استحكامات در سطح مرتفع شمالي در دوره مانايي ساخته شده باشد و نيز اين قلعه، در دوره هاي مادي و هخامنشي هم مسكون بوده است. مهم ترين ساختمان محوطه، عمارت كوچكي است (پاويون) كه دركنار پرتگاه قرار گرفته است. در اطراف اين تك بنا، تكه هايي از قطعات گچبري شده و يا حجاري شده به دست آمده است. آب قلعه ضحاك از چشمه اي كه از فرورفتگي سنگ كوه مي جوشد، تامين مي شده است. فضاي داخلي عمارت در امتداد محور پهنايي، شش متر اندازه دارد و در امتداد محور درازايي بنا، طاقي استوانه اي به قطر چهار متر متناسب با پهناي دهانه جنوبي ساخته اند. در سطح داخلي و خارجي دو قاعده، طاقي استوانه اي و نيز دور تا دور بالاي سطح خارجي ديوارهاي سمت هاي ديگر بنا، حفره هاي سه بخشي ديده مي شود كه ياد آور حفره هاي ساختمان هاي هخامنشي است. سر درهاي قوسي شكل پيش آمده، شباهت روي كار نما و كتيبه هاي نقش هندسي، همگي حكايت از اين دارند كه احتمال قوي، قلعه ضحاك مربوط به دوره اشكاني و يكي از مهم ترين بناهاي ياد بود آن دوره در ايران است. قلعه ضحاك به احتمال زياد مخصوص ديده باني بوده است. اين قلعه، از هزاره دوم قبل از ميلاد تا ابتداي دوره اسلامي مسكون بوده و مكاني پر اهميت به شمار مي رفته است. مينورسكي مي نويسد: «كه شايد در قديم به قلعه ضحاك «فاناسپا» مي گفته اند و اين مكاني است كه بطليموس از آن نام برده است». قلعه ضحاك بر سر راه قديمي مركز آذربايجان يعني حدود تبريز و تخت سليمان و اكباتان قرار گرفته است.
برج مدور آجري مراغه
اين برج تقريبا به فاصله ده متري برج ديگري به نام قبر مادرهلاكو در مركز شهر مراغه واقع شده است. در بالاي سردرب آن كتيبه اي وجود دارد كه تاريخ بنا را به سال 563 هـ. ق نشان مي دهد

 

مزارهاوگنبدهادر مراغه

گنبد سرخ مراغه
از پنچ مزار موجود در مراغه، قديم ترين آن ها، گنبد سرخ است كه در آذربايجان بيش تر به «قرمزي گنبد» شهرت دارد. اين گنبد عمارتي است چهار گوش با سقفي گنبدي كه بر مقرنس هايي كه هنوز سالم مانده اند، نهاده شده است. اين بنا شبستاني دارد كه در بلندي قرار گرفته و داخل و زير عمارت نوعي سردابه احداث شده است. در سمت خاور، دري وجود دارد كه اين سردابه را كه از داخل هيچ راهي به شبستان ندارد به خارج مربوط مي كند. چهار پنجره بنا به شكلي تعبيه شده اند كه از داخل در گردن گنبد و از خارج بر چهار وجه اصلي هشت گوشه اي سقف قرار گرفته اند. روزنه هاي ديگري نيز در كتيبه هاي نواري شكل اضلاع باختري، جنوبي و خاوري گشوده اند، ولي بدون شك اين روزنه ها هيچ ارتباطي با تركيب اوليه ساختمان ندارد و بعدها آن ها را ايجاد كرده اند. پاي بنا از سنگ تراشيده ساخته شده است. هم چنين سر ستون هايي كه پايه هاي كوچك طاق هاي اضلاع ثانوي را بر دوش دارند همگي از سنگ هستند. بقيه بنا تماما از آجر است. لا به لاي اين آجرها كه با زيبايي تحسن انگيزي بر روي هم چيده شده اند، بلوك هاي كاشي فيروزه اي رنگ، جلوه اي خاص دارند. كتيبه ها و نقوش هندسي از آجر سرخ تراشيده، و كاشي مينايي رنگي بر بالاي درگاه بنا كار گذاشته شده است. بر زمينه اي از گچ خاكستري اين كتيبه ها نقوشي از گل و برگ گچبري كه اثري از رنگ آبي در آنها ديده مي شود، آراسته شده است. كتيبه هاي موجود نشان گر اين است كه بنا در زمان حيات عبدالعزيز ساخته شده ، ولي از هويت وي كه مدعي حمكراني آذربايجان بود اطلاعي در دست نيست.
گنبد مدور مراغه
گنبد مدور دومين مزار از قبرهاي پنجگانه مراغه است. اين بنا برجي است مدور كه از گنبد و سقف آن چيزي بر جاي نمانده و مزاري كاملا ناشناخته است. ارزش بنا در اين است كه ترقي و تكامل نماي مينايي را طي دوران كوتاه ميان تاريخ احداث اين بنا و تاريخ ساخت گنبد سرخ نشان مي دهد. بنا كه از آجر ساخته شده، بر سكوي بلندي از سنگ كه سردابي در ميان دارد، نهاده شده است. ساختمان، ظاهري ساده دارد و نظير نوعي برج دفاعي است كه فاقد تزئينات است. فقط قسمت ورودي با نقوشي پر و غني، مشابه نماي اصلي گنبد سرخ آذين شده است.
گنبد كبود مراغه
سومين مزار از قبرهاي پنجگانه مراغه كه « قبر مادر هلاكو»نيز ناميده مي شود گنبد كبود مراغه، برجي كبود و زيبا به شكل منشور ده وجهي است. پهلو هاي اين برج داراي طاق نما و حاشيه كاري و دندانه است و در كناره آن ها پايه هاي ستون مانندي ساخته شده است. اين پايه ها مانند سطح بيروني طاق نما ها، با تزئيناتي مركب از آجر و سفال و كاشي فيروزه اي رنگ در طرح هايي هندسي، به شكل بديع آرايش شده اند. وجه تسميه برج، شايد به دليل وجود اين همه كاشي فيروزه اي باشد. اين برج نظير ديگر برج هاي مقبره دار دو طبقه است. قسمت پايين، سرداب مخصوص دفن ميت است و قسمت بالايي، اطاقي مزين به گچبري، كاشي و نوشته، مي باشد. اطاق سقف بلندي دارد كه گنبد آن فرو ريخته و قسمت اعظم گچبري و تزئينات و نوشته هاي آن نيز از بين رفته است. داخل بنا، دور تا دور زير گنبد بر حاشيه اي پهن از گچ، با خط نسخ قسمتي از آيه اول سوره 67 قرآن كريم نوشته شده است. اندازه قبر كه منسوب به مادر هلاكو است و زير گنبد قرار دارد، از حد معمول بزرگ تر مي باشد. تاريخ بنا با توجه به نظرات مختلفي كه در مورد صحت وجود قبر مادر هلاكو، در اين گنبد مطرح است، احتمالا در فاصله سال هاي 582 و 652 مي باشد.
گنبد غفاريه مراغه
اين گنبد نيز يکي ديگر از مزارهاي پنجگانه مراغه مي باشد. اين بنا در قسمت شمال باختري مراغه، كنار رودخانه صافي چاي واقع شده و تاريخ احداث آن در فاصله بين سال هاي 725 و 728 هـ. ق است. گنبد غفاريه بنايي مربع و آجري است كه بر بالاي سكويي سنگي و سردابه دخمه اي عميقي استوار مي باشد. در چهار زاويه آن ستون هايي با نقوش لوزي يخ ساخته اند. جلو خان بزرگ آن، رو به شمال دارد و پهناي طاق زيرين به جانب خاور است. هر يك از اضلاع طرفين و عقب داراي دو طاقنما و يك حاشيه مكتوب است. در اين گنبد تمامي خطوط، ريحان است. كاشي هاي اين بنا مخلوطي از رنگ آبي دريايي و آسماني است. رنگ حروف كتيبه ها سياه بوده و بر متن سفيد ديوار با شاخ و برگ فيروزه قرار دارند. بالاي طاق نماي مركزي ايوان بزرگ، كتيبه اي سه خطي ديده مي شود. بالاي درگاه بنا نيز يك كتيبه دو سطري موجود است كه به علت ساييدگي و شكستگي مفهوم نيست، ولي به نظر مي رسد كه القاب و نام صاحب بقعه است. در جلو خان بزرگ يك طاقنماي مركزي بر سر در ساخته اند كه در بالاي آن دو سطر كتيبه ديده مي شود.
گؤي برج مراغه
اين بنا كه در محله اتابك، كوچه سبزيچي ها قرار دارد، پنجمين و آخرين مزار بزرگ مراغه است. متاسفانه اين بنا امروزه به ويرانه اي تبديل شده و نشانه و كتيبه اي كه بتوان با آن تاريخ بنا را معين ساخت، در دست نيست.

 

ساير نقاط مراغه

سد کوره (چکان) مراغه
در سر راه چکان – هره بر روي رودخانه چکان، سدي به شکل ابتدايي و درعين حال جالب توجه واقع شده است که به «سد کوره» معروف مي باشد. اين سد با قلوه سنگ و سنگ لاشه به ارتفاع 6 متر بنا گرديده است. درازاي اين سد در بستر رودخانه به 100 متر مي رسد. طبق اظهار نظر اهالي محل اين سد را شخصي به نام اسد خان آصف در يک قرن پيش ساخته است.
آب انبار رصدخانه مراغه
بقاياي اين بنا در سال 1351 هـ. ش و به هنگام كاوش هاي باستان شناسي، تپه رصدخانه مراغه كشف شد. اين بنا كه در دامنه جنوب خاوري تپه واقع شده ظاهرا به همراه ديگر بناهاي رصدخانه مربوط به اوايل دوره ايلخاني و حدود سال 657 هـ. ق است. به نظر مي رسد آب مورد نياز آن، از آب جوي هاي حاصل از بارش برف و باران بر سطح تپه تامين مي شده است. بناي آب انبار مشتمل بر مخزني مستطيل شكل به درازا و پهناي 2/4×5/8 و عمق 3 متر است كه گنجايش 107 متر مكعب آب را دارامي باشد. ديواره هاي اين مخزن به ضخامت يك متر با سنگ هايي به اشكال نامنظم بالا آمده و پس از آن طاقي ضربي با آجر بر روي آن زده اند.( پوشش آجري آن از بين رفته است) براي استحكام بخشيدن به ديواره ها و هم چنين دريافت حجم بيش تري از آب، بنا در زير سطح دامنه تپه ساخته شده و دريچه ورود آب به مخزن در ضلع شمالي آن قرار دارد. براي آب بندي مناسب، ‌كف مخزن، بعد از كف سازي با نوعي اندود ساروج بسيار محكم پوشش يافته است. هم چنين در اين كف آبگذري براي تخليه و لايروبي مخزن پيش بيني شده است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:24  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان ميانه

ميانه يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در ناحيه ي جنوب خاوري استان واقع شده است. ميانه که در گذشته گرمرود گفته مي شد؛ به علت قرار گرفتن ميان اردبيل و زنجان؛ ميانه ناميده شده است. شهرستان ميانه يكي از قطب هاي مهم اقتصادي و كشاورزي آذربايجان شرقي است. بيش تر مردم اين منطقه به كشاورزي و دام داري اشتغال دارند. ارتفاعات بزغوش و تالاب ماهي آباد از جاذبه هاي طبيعي ميانه به شمار مي آيند. بناهاي تاريخي مانند مسجد ترک، کاروان سراي جمال آباد، پل هاي تاريخي، بقعه ها، قلعه ها و حمام روستاي ترک نيز از مکان هاي ديدني منطقه محسوب مي شوند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
ميانه که در گذشته گرمرود گفته مي شد؛ به علت قرار گرفتن ميان اردبيل و زنجان ميانه ناميده شده است. ميانه يكي از شهرهاي تاريخي و كهن آذربايجان و ايران است. در سال 720 قبل از ميلاد در آذربايجان و كردستان امروزي، سرزمين ماننا قرار داشت و مركز آن در نزديكي درياچه اروميه بود. در مرزهاي اين سرزمين نواحي نيمه مستقلي وجود داشتند كه تابع ماننا بودند. مانند زيكرتو، (در ناحيه ميانه و اردبيل كنوني)، اندريا (در بخش سفلاي دره قزل اوزن) و سرزمين ديوک يا ديااكو، (به احتمال قوي، در بخش علياي دره قزل اوزن) ميانه پايگاه نيروهاي سلاطين و محل كسب فرامين آن ها بود. اوچ تپه كه امروز يكي از دهستان هاي اين شهر است، در زمان نادرشاه افشار قرارگاه لشكريان او بود. نادر در لشكركشي هاي خود بر عليه عثماني بيش تر در اين محل اقامت مي كرد. در زمان احمدشاه قاجار، ميانه يكي از مراكز حكومتي خاندان فيروز ميرزا فرمان فرماييان بود.
مشخصات جغرافيايي
ميانه مركز شهرستان ميانه، در درازاي خاوري 47 درجه و 43 دقيقه، پهناي شمالي 37 درجه و 25 دقيقه و در ارتفاع 1100 متري از سطح دريا واقع شده است. اين منطقه در 171 كيلومتري جنوب خاوري تبريز و در مسير راه اصلي ميانه – تبريز قرار دارد. ميانه از شمال به شهرستان سراب و اردبيل، از خاور به خلخال، از جنوب به زنجان و از باختر به شهرستان هاي بستان آباد و هشترود محدود مي شود. آب و هواي اين شهرستان معتدل و خشک است. راه هاي دسترسي به ميانه به اين قرار است : مسير راه اصلي تبريز – زنجان تا تبريز 171 كيلومتر و تا شهر زنجان 109 كيلومتر، راه فرعي ميانه – خلخال به درازاي 132 كيلومتر.

 

مساجد در شهرستان ميانه

مسجد سنگي ترك ميانه
روستاي ترك از توابع شهرستان ميانه يكي از روستاهاي قديمي استان است كه در اسناد تاريخي نام آن بارها مورد اشاره قرار گرفته است. در اين روستا مسجدي است كه نماي آن از سنگ هايي خوش تراش و كنده كاري شده بوده و كتيبه هايي كه تاريخ تعمير مسجد را مي رساند در آن نصب شده اند. مسجد به دفعات مورد مرمت قرار گرفته و آخرين بار در سال 1363 توسط ميراث فرهنگي استان نوسازي و مرمت شد. بر در و ديوار سنگي اين مسجد تاريخ 1016 قمري يعني دوران شاه عباس صفوي و نيز 1282 دوران ناصر الدين شاه قاجار به زبان هاي عربي و فارسي نقش بسته است. در كتيبه اي از سنگ هاي وسط دو پنجره مسجد، تاريخ تعمير آن و عبارتي در معرفي معمار و استاد بنا(عبدالوهاب) و باني مسجد (حاجي مراد تركي) حک شده است. محراب مسجد از اهميت خاصي برخوردار بوده و بسيار استادانه ساخته شده است. اين محراب از سنگي يك پارچه تراشيده شده و كنده كاري هاي ديدني دارد. در مورد تاريخ ساخت مسجد نظرات مختلفي وجود دارد. برخي بناي مسجد را به امام حسين (ع) مربوط مي دانند و برخي ديگر آن را به خاندان مغول، به ويژه سلطان الجايتو نسبت مي دهند.

 

کاروانسراها در شهرستان ميانه

كاروان سراي جمال آباد ميانه
اين بنا در دامنه روستاي جمال آباد، در 35 كيلومتري شهرستان ميانه واقع شده و از كاروان سراهايي است كه شاه عباس در طول راه ها مي ساخت.

 

پلها در شهرستان ميانه

پل گردنه شبلي ميانه
اين پل در پايين گردنه شبلي و نزديك روستاي سعيد آباد، بر روي يكي از شاخه هاي رودخانه تلخه رود (آجي چاي) در مسير تبريز- ميانه بر پا شده و از ساخته هاي اواخر دوره قاجاريه يا به نوشته «فرهنگ جغرافياي آذربايجان خاوري» مربوط به زمان ناصر الدين شاه قاجار است كه به هزينه شخصي به نام حاج محمد قزويني ساخته شده است. البته كارنگ در كتاب «آثار باستاني آذربايجان» باني پل سعيد آباد را تاجر معروف حاج شيخ جعفر قزويني متوفاي 1321 هـ. ق معرفي مي كند. پل گردنه شبلي به درازاي حدود 212 متر، از سه قسمت باختري، خاوري و مياني تشكيل شده است. قسمت باختري پل مشتمل بر 3 دهانه با طاق هاي نيم دايره است. هر كدام از اين دهانه ها 60/6 متر پهنا دارد. پل در اين قسمت، از سطح سنگ فرش بستر رودخانه، 5 متر ارتفاع و سطح گذر آن با احتساب جان پناه ها 10/7 متر پهنا دارد. قسمت خاوري پل، تنها مشتمل بريك دهانه به پهناي 60/6، ارتفاع 60/5 و پهناي 90/6 متر است. بين قسمت خاوري و باختري پل، ديواره سدي به درازاي تقريبي 150 و پهناي 30/9 متر قرار گرفته كه از طرفين و به فاصله هاي معين با جرزهاي نيم دايره تقويت شده و در دو جا، در زير آن، آبگذر كوچكي تعبيه شده است. بستر رودخانه در محل برپايي پل، سنگ فرش شده و پايه ها نيز در قسمت پايين، از سنگ هاي تراشيده به اشكال منظم ساخته شده اند. پايه ها در جهت مخالف و موافق جريان رودخانه داراي موج شكن هاي نيم دايره اي است كه تا سطح جان پناه ها بالا آمده اند. به غير از سطح سنگ فرش و شالوده پايه ها، بقيه پل با آجر هايي به ابعاد 5/4 × 21 × 21 سانتي متر ساخته شده است.
پل شهر چاي ميانه
اين پل در 12 كيلومتري جنوب شهر ميانه و در نزديكي تازه كند، بر روي رودخانه شهرچاي كه يكي از شعب رودخانه قزل اوزن است، بر پا شده و با توجه به ويژگي هاي معماري، احتمالا از آثار دوره صفويه است كه در دوره هاي بعدي، تعميرات و تغييراتي در آن صورت گرفته است. تاريخچه پل به طور دقيق معلوم نيست، ولي اطلاعاتي كه در سفر نامه هاي سياحاني نظير لسترنج، شواليه شاردن (1664 م)، جملي كارري ايتاليايي ( 1105 هجري) وجود دارد، نشانگر آن است كه پل مزبور از بناهاي تاريخي و قديمي اين شهر است. از متون فوق چنين استنباط مي شود كه بناي اوليه پل قبل از قرن هشتم هجري، يعني دوره حمد الله مستوفي بود، و در قرن 17 ميلادي يعني در زمان مسافرت شواليه شاردن رو به ويراني گذاشته است.
پل شهر چاي در مسير تهران – تبريز قرار گرفته و قبل از ساخت پل جديد، براي تردد در اين مسير مورد استفاده بوده است. پل مذكور، 269 متر درازا، 60/7 متر پهنا دارد و شامل 23 چشمه يا دهانه با طاق جناغي است (دو چشمه از 23 چشمه پل در دوره بعد ويران شده و به شيوه اي كاملا متناسب، با مصالح جديد، به صورت مسطح مرمت شده است). مصالح عمده پل را آجر تشكيل مي دهد كه در طاق، بدنه و قسمت زيادي از پايه ها به كار رفته و ملاط مصرفي در طاق ها گچ است. در پايه ها نيز تقريبا تا سطح آب رودخانه از سنگ تراش داده با ملاط ساروج استفاده شده است. ارتفاع پل تا سطح جان پناه ها به 25/5 متر مي رسد. پهناي چشمه ها مساوي و هر كدام 70/6 متر است. به جهت ارتفاع مساوي دهانه ها، سطح پل نيز مسطح و فاقد شيبي است كه در بيش تر پل هاي منطقه ديده مي شود. پايه هاي پل به ضخامت 3 متر در دو سو با آب برهايي مثلثي براي تسهيل جريان رودخانه ساخته شده است. بر روي پايه ها و بين چشمه ها، دهانه هاي كوچكتري براي كاهش وزن پل تعبيه شده كه در اصطلاح معماري بدان ها «كانه» يا «كنود» گفته مي شود. جلو اين دهانه ها به وسيله پشت بند سه طبقه منشوري شكلي مسدود شده و تنها روزنه هاي بيضي شكلي براي تهويه هواي داخل آن ها باقي مانده است. در طرفين ورودي هاي گذرگاه پل، ميل يا ستون هاي راهنمايي به ارتفاع 5/1 متر با سر ستون هاي چهار گوش مطبق تعبيه شده است تا عابران را به هنگامي كه مشكل ديد دارند، به سوي گذرگاه هدايت كند. هم چنين بر طرفين سطح گذرگاه، جان پناه هايي به ارتفاع 70 سانتي متر ساخته شده كه اين جان پناه ها در دوره هاي بعدي با آجر و سيمان بازسازي شده است. بر پيشاني يكي از طاق هاي مياني پل، سنگ نوشته مرمرين كوچكي نصب كرده اند كه مربوط به تعميرات در زمان نايب السلطنه عبالس ميرزا است. در ساخت پل از آجر هايي به ابعاد 5/4 × 20 × 20 سانتي متر استفاده شده است. اين پل به شماره 871 به ثبت تاريخي رسيده است.
پل دختر ميانه
اين پل كه « قيز كور پي سي» و پل «قافلانكوه» نيز ناميده مي شود، در مسير جاده ميانه به زنجان، در 20 كيلومتري جنوب خاوري ميانه و جايي كه رودخانه قزل اوزن به دامنه خاوري قافلانكوه مي رسد، بر روي رودخانه قزل اوزن بر پا شده است. در خصوص تاريخ دقيق بناي پل، اطلاع كافي در دست نيست. به نظر پروفسور پوپ در كتاب بررسي هنرهاي ايران، تاريخ بناي پل به اواخر قرن پانزدهم ميلادي مي رسد. اسم معمار و حاكم حامي او حاج عباس بن الحاج محمد بن العباس و محمد روان بن عثمان القزويني ثبت شده است. شيند لر تاريخ احداث پل را در حدود سال 1882 ميلادي خوانده است. پل دختر ميانه در درازاي تاريخ بارها تعمير و بازسازي شده است كه مي توان به تعميرات سال 932 هجري توسط شاه بيگم، 1084 هجري، هم چنين در زمان آغا محمد خان قاجار و يكبار نيز بعد از شهريور 1320 شمسي اشاره كرد.
كتيبه منسوب به بناي اوليه پل، ناخوانا و غير قابل استفاده گشته است، اما بر اساس قرائت هوتوم شيندار – در سال 1882 ميلادي – در كتيبه (هر چند نمي توان به طور كامل به اين قرائت اعتماد كرد) تاريخ 888 ق و نام هاي حاج عباس بن الحاج محمود بن العباس القزويني و محمد روان بن عثمان القزويني بر آن ثبت شده بود. عناوين مذكور احتمالا مربوط به معماران پل بوده است. با قبول اين قرائت، ساختمان پل را مي توان از آثار دوره تيموري و قرن نهم هجري دانست. با اين حال، ادعاي تاريخ قديمي تري در مورد اين پل، چندان دور از انتظار نيست، به ويژه اگر در نظر داشته باشيم مسيري كه پل مزبور بر آن ساخته شده، در طول تاريخ، يكي از مسير هاي مهم ارتباطي بوده و ساخت پلي بر روي رود خا نه قزل اوزن در اين مسير، از همان ابتدا ضروري بوده است. سبك معماري پل نيز مي تواند آن را در زمره كارهاي دوره تيموري يا ايلخاني قرار دهد. پل دختر ميانه بر اساس كتيبه مرمرين موجود، در سال 933 ق توسط شاه بيگم بنت محمد بيگ موصللو تعمير و مرمت شده است. در اوايل دوره قاجار نيز ظاهرا به دستور آغا محمد خان قاجار، تعميراتي بر روي پل صورت مي گيرد.
سپس در سال 1313 ش طاق پل، شكست بر مي دارد كه همان سال توسط اداره كل باستان شناسي و با كمك اداره فرهنگ ميانه و اداره راه استان تعمير و مرمت مي شود. طاق بزرگ و مياني اين پل توسط فرقه دمكرات آذربايجان در روز 20 آذر ماه 1325 ش براي جلوگيري از پيشروي قواي دولتي، با مواد منفجره منهدم گشته كه تا به حال به همان صورت باقي است و براي عبور و مرور وسايل نقليه، پل جديدي در نزديكي پل قديمي بر پا كرده اند.
پل دختر ميانه، از نظر معماري و ساختمان، يكي از نمونه هاي برجسته هنر مهندسي و معماري اسلامي ايران به شمار مي آيد. اين پل به درازاي 120 و پهناي گذرگاه حدود 11 متر، داراي سه دهانه بزرگ باقوس جناغي است. جهت پل، خاوري – باختري است و ارتفاع آن در بلندترين قسمت حدود 16 متر مي باشد. پايه هاي پل، از سنگ هاي تراشيده و با استحكام كامل ساخته شده و در هر دو جهت موافق و مخالف جريان رودخانه، آب برهايي مثلثي شكل براي تسهيل عبور جريان آب دارد. بر روي اين پايه ها و حد فاصل دهانه ها، دهانه يا آب گذرهاي كوچكتري قرار داده اند كه علاوه بر كاهش وزن پل و صرفه جويي در مصالح، آب هاي طغياني را از خود عبور داده، اثرات تخريبي طغيان هاي رودخانه را كاهش مي دهند. بر بالاي اين دهانه ها، طاق نمايي كم عمق، و در دو جانب آن ها، آب برهاي چند ضلعي كوچك تري ساخته شده كه تا نزديكي سطح پل بالا مي آيد. اين آب برها علاوه بر اين كه پشت بند ديواره محسوب مي شود، در جريان طغيان هاي شديد رودخانه، آب را به درون دهانه هاي بزرگ و كوچك هدايت مي كند. بر روي فاصله بين پايه ها، طاق هاي جناغي متناسب و مستحكمي بر پا داشته اند كه متاسفانه طاق مياني منهدم شده است. طاق مياني، از ديگر طاق ها بزرگ تر و پهناي آن حدود 60/22 متراست. پهناي دهانه خاوري و باختري نيز به ترتيب 30/17 و 16 متر مي باشد. ارتفاع تيزه دهانه مياني احتمالا حدود 12 متر بوده و ارتفاع تيزه دو طاق خاوري و باختري به ترتيب 10و 6/8 متر است. براي كاهش وزن پل، ماندگاري آن و هم چنين صرفه جويي در مصالح، به جاي انباشتن فضاي بين دهانه ها و زير سطح گذر گاه پل، علاوه بر دهانه هاي كوچك آبرو، فضا هاي طاقداري در محور طولاني پل و زير سطح آن در نظر گرفته است. در محل شكستگي پل مي توان اين فضا هاي طاقدار را، هر كدام به پهناي 6/2 و ارتفاع حدود 3/3 متر مشاهده كرد. سطح گذرگاه پل كه پهناي زيادي دارد، به گونه منظمي با سنگ، فرش شده و در كنار ه هاي آن، جان پناه هايي ساخته شده است. در دو سوي ابتدا و انتهاي گذرگاه پل، ميل هاي راهنمايي به ارتفاع حدود 50/2 متر ساخته شده تا در مواقعي كه مشكل ديد وجود داشته، مسافران را به سوي گذرگاه هدايت كند. اين پل داراي دو كتيبه تاريخي است. كتيبه اول، آجري و به شكل مربع به ضلع 2 متر و به نسخ است كه خطوط آن به مرور زمان ناخوانا شده است. اين كتيبه بر روي پايه مياني قرار دارد و احتمالا مورخ 888 ق است. كتيبه دوم، در سمت چپ پل، سنگ نوشته مرمريني مورخ 933 ق و مربوط به تعميرات آن است. اين بنا به شماره 87 به ثبت رسيده است.

 

حمامها در شهرستان ميانه

حمام روستاي ترك ميانه
اين بنا در مجاورت ميدان و مسجد سنگي روستاي ترك، واقع در 23 كيلومتري شمال ميانه، واقع گرديده و از آثار دوره قاجاريه (احتمالا قرن سوم هجري) به شما رمي آيد. بناي حمام مشتمل بر سر بينه، گرم خانه، خزينه و فضاهاي مرتبط به آن هاست كه با پوشش هاي طاق و گنبدي مسقف شده اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:22  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان هريس

هريس يكي از قديمي ترين مناطق آذربايجان شرقي است. بر اساس نام هايي که در وقف نامه ربع رشيدي آمده؛ مي توان گفت هريس در قرن هاي هفتم و هشتم هجري قمري؛ روستاي بزرگ و آبادي بوده است. قالي هاي هريس از شهرت جهاني برخوردار اند و نام اين منطقه؛ در دوردست ها نيز براي اهالي هنر شناخته شده است. آب و هواي اين منطقه به نسبت سرد و نيمه خشک است و رودهايي نيز در آن جريان دارند. هريس يک منطقه ي كشاورزي است و بش تر مردم آن به كشاورزي، دام داري و بافت قالي اشتغال دارند. صنايع اين شهرستان بيش تر از نوع كارگاهي و دستي بوده و موزاييک سازي و آهک پزي را شامل مي شود. چشم انداز شهرستان هريس کوهستاني است و کوهستان قوشاداغ و گردنه گويجه بئل از ديدني ترين مناطق کوهستاني ابن ناحيه اند که چشم انداز بسيار زيبايي دارند. وجود اماکن قديمي و تاريخي چون: مسجدجمال آباد و بقعه شيخ اسحاق و قبور قديمي سبب رونق جاذبه هاي تاريخي و معماري در اين منطقه شده اند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
هريس يكي از قديمي ترين مناطق آذربايجان شرقي است. در وقف نامه ربع رشيدي نام بسياري ازآبادي هاي آذربايجان آمده است و نشان مي دهد كه پاره اي از‌ آن ها ( نظير هريس ) در قرن هاي هفتم و هشتم هجري قصبه هايي آباد و بزرگ بوده اند. چند بناي تاريخي مهم از دوره ي فرمان روايي ايلخانان و جانشينان آنان در اين بخش به جاي مانده است كه عبارتند از: بقعه شيخ اسحاق (در روستاي خانقاه خانمرود) گورستان مينق، گورستان هيق، گورستان گوور، مسجد سنگي جمال‌ آباد، و مسجد اسنق (مربوط به قرن هشتم هجري). هريس يكي از قديمي ترين مراكز صنعت فرش در آذربايجان و ايران است و فرش هاي«مرز بلند» آن شهرت جهاني دارند
مشخصات جغرافيايي
هريس يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در ناحيه ي مرکزي استان واقع شده است. شهرستان هريس در 10 كيلومتري شمال خاوري تبريز و 24 كيلومتري خاور جاده اصلي تبريز – اهر قرار گرفته است. مرکز اين شهرستان در درازاي خاوري 47 درجه و 07 دقيقه و 38 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1900 متري از سطح دريا قرار گرفته است. شهرستان هريس از شمال به شهرستان اهر، از باختر به شهرستان تبريز، از جنوب به بستان آباد و سراب و ازخاور به مشگين شهر محدود مي شود. آب و هواي اين منطقه به نسبت سرد و نيمه خشک است و رودهايي نيز در آن جريان دارند. راه هريس – ينگجه به درازاي 26 كيلومتر كه به راه اصلي اهر – تبريز مي پيوندد و مسير شمالي – جنوبي هريس – مهربان به درازاي 23 كيلومتر از مسيرهاي دسترسي به اين منطقه هستند.

 

مساجد شهرستان هريس


مسجد جمال آباد هريس
بناي اين مسجد؛ در روستاي جمال آباد – از توابع هريس و 21 کيلومتري جاده تبريز – سراب واقع شده است. بناي مسجد به درازا و پهناي 80/ 12 × 90/ 8 متر داراي شش ستون عظيم سنگي و سقف تير چوبي است. ستون ها در دو رديف قرار گرفته و همه داراي پايه و سرستون هاي سنگي منقش هستند. دو ستون وسطي استوانه اي و چهار ستون ديگر به شکل منشور هشت پهلو هستند. بلندي ستون ها با پايه و سرستون 63/ 5 متر و محيط آن ها 184 تا 187 سانتي متر است. درازاي مسجد از شمال به جنوب کشيده شده و مدخل سنگي آن در ديوار خاوري تعبيه گرديده است، که داراي طاق و پايه هاي حجاري شده مي باشد. بر سطح طاق، آيه 18 سوره توبه و گلي شش پر نقش شده است. در روي هر يک از پايه هاي طاق مدخل هم، در نيم ستون مارپيچ ظريف حجاري شده است. به نظر مي رسد که اين مسجد در بدو امر داراي پوشش گنبدي و ديوار هاي سنگي بوده که همگي از بين رفته اند. در پاي ديوار مسجد قطعه سنگي بوده که بر آن عبارت سنه ست و ثلثين و سبعمايه يا تسعمايه خوانده مي شده است. در درون مسجد منبر مشبک چهار پله بسيار زيبايي قرار دارد که از شاهکارهاي هنر چوبي به شمار مي آيد و از نظر شيوه کار شبيه کارهاي دوره تيموري و صفوي است. با توجه به کتيبه ناقص به دست آمده و نزديکي شيوه کار و مکان اين مسجد با مسجد اسنق واقع در روستاي اسنق هريس به نظر مي رسد که بناي اوليه مسجد مربوط به قرن هشتم و نهم هجري است.
مسجد اسنق هريس
در روستاي اسنق از توابع محال آلان بر آغوش سراب، مسجدي با ستون ها و روبناي سنگي و سنگ نبشته هاي زيبا قرار دارد. اين مسجد در وسط روستا ميان حياط وسيعي بنا شده است. مسجد اسنق چهار ستون سنگي استوانه اي يكپارچه دارد كه در دو رديف قرار گرفته اند. اين ستون ها پايه ها و سر ستون هاي مقرنس خوش طرحي دارند. طرح پايه ها يكنواخت و طرح سرستون ها متفاوت است. اين مسجد چندين كتيبه در سر در پنجره ها، ديوار خاوري و قسمت هاي ديگر دارد كه حاكي از عظمت بناي اوليه آن است. در داخل مسجد ميز چوبي منبت كاري شده و شكسته اي وجود دارد كه هم زمان با بناي مسجد ساخته شده است. بر روي قطعه اي از بازوي آن نام باني مسجد، صاحب فخرالدين محمد قيد شده است. آثار باقي مانده از اين منبر نشان مي دهد كه چند هنرمند توانا، وقت زيادي صرف ساختن آن كرده اند. به طور كلي از مضمون خطوط برجسته كنده شده در بازوهاي منبر و سنگ نبشته هاي بالاي در و پنجره هاي مسجد چنين بر مي آيد كه اتمام كار بناي مسجد و تهيه اثاث آن، در سال 733 هجري به امر فخرالدين محمد بن رستم و به دست نقاش و حكاك هنرمندي موسوم به ملك شاه صورت گرفته است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:20  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان کليبر

کليبر يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در ناحيه ي شمال خاوري اين استان واقع شده است. اين شهرستان از نظر كشاورزي و باغ داري وضع خوب و پر رونقي داشته و كشت در آن به صورت آبي و ديمي است. سراسر منطقه ي كليبر را كوهستان ها و جنگل هاي تنک و انبوه پوشانيده و جلوه ي زيبايي به نمايش گذاشته است. دره ي پيغام و مناطق حفاظت شده ي اين شهرستان به همراه بناهاي تاريخي مانند قلعه بابک، قلعه پيغام، بقعه ها، قلعه هاي قديمي، برج ها، پل ها، تپه هاي باستاني، مناطق تاريخي و عمارت هاي قديمي از جمله ساختمان تاريخي طومانيانس از جاذبه هاي تاريخي و مکان هاي ديدني منطقه محسوب مي شوند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
در روزگاران قديم اهر و كليبر از قصبات پيشكين( مشگين شهر ) بودند. ‌حمدالله مستوفي در ذکر منطقه تومان پيشگين، درباره كليبر چنين مي نويسد: «تومان پيشگين، ‌در اين تومان هفت شهر است. پيشگين، خيار، انار، ارجاق، اهر، تكلفه، كلنبر( كليبر)». از نظر تاريخي، كليبر به خاطر وجود قلعه بابک كه روزگاري مركز قدرت بابک خرم دين بوده، داراي اهميت فوق العاده اي است.
مشخصات جغرافيايي
کليبر يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در ناحيه ي شمال خاوري اين استان واقع شده است. شهرستان كليبر از جنوب با اهر از شمال با جمهوري آذربايجان از باختر با رود ارس و جمهوري ارمنستان و از خاور با استان اردبيل همسايه است. كليبر در بستر رود كليبر و در سرزميني صخره اي واقع شده و تنها معبر كوهستاني ميان اهر و بخش هاي ساحلي رود ارس است. آب و هواي اين شهرستان نسبتا سرد و نيمه خشک است. كليبر در 47 درجه و 02 دقيقه درازاي خاوري و 38 درجه و 52 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1240 متري از سطح دريا واقع شده است. مسير راه كليبراهر به درازاي تقريبي 45 كيلومتر يکي از مسيرهاي دسترسي به اين منطقه است. راه هاي منشعب از مركز شهرستان عبارتنداز: جاده شوسه كليبر- مغان (اصلاندوز) و خمارلو به سمت شمال خاوري كه اين جاده تا سه راه اسكانلو به طول 60 كيلومتر و تا خمارلو به درازاي 71 كيلومتر شوسه است.

 

پلهاي خداآفرين در شهرستان کليبر

روي رودخانه ارس، دو پل تاريخي به فاصله اندكي (100 متر) از يكديگر بنا شده است كه به نام خدا‌آفرين مشهورهستند. اولي منسوب به قرن ششم هجري (دوره سلجوقيان) بوده كه درازاي آن 160 متراست و از 15 طاق جناقي و هلالي با ابعاد نامساوي و غير مشابه تشكيل شده است. پل دوم خدا آفرين با 120 متر درازا، ده طاق دارد و منسوب به دوره صفوي است ومصالح ساختماني آن سنگ تراشيده با ملاط گچ و آهك است. اين پل ها بر روي رودخانه ارس در مجاورت دهستان كيوان، بخش خدا آفرين و 80 كيلومتري شمال شهرستان كليبر، به فاصله حدود 100 متري از همديگر قرار دارد. در حال حاضر، يكي از پل ها به صورت نيمه ويران در آمده، ولي دومي آباد است و تنها در مواقع ضروري مورد استفاده قرار مي گيرد.
در خصوص تاريخ ساخت اين پل ها، مدرك مستندي در دست نيست. آن چه از منابع تاريخي و مدارك باستان شناسي بر مي آيد، از روزگار باستان و در دوره هاي مختلف، پل هاي متعددي بر رودخانه ارس زده شده كه قديمي ترين آن ها متعلق به اوايل هزاره اول قبل از ميلاد است، اما از پلي با نام خدا آفرين، اولين بار در حدود سال 740 هـ. ق در كتاب «نزهه القلوب» حمد الله مستوفي ياد مي شود: «زنگيان چند پاره ديه است و اكنون داخل مردانقم، پل خدا آفرين بر آب ارس، در آن حدود است. بكربن عبدالله... ساخت در سنه خمس و عشر هجري (سال 15 هجري)». هر چند در درستي مطلب فوق ترديد وجود دارد، اما اين امر مسلم است كه خيلي قبل از سال 740 هـ. ق پلي با نام خدا آفرين بر روي رودخانه ارس برپا بوده است.
به نظر مي رسد كه اين پل بارها ويران و بازسازي شده باشد. پل هايي كه امروزه بر روي رودخانه ارس مشاهده مي شود، ظاهرا مربوط به دوره صفويه و قاجاريه است. پل كوچك خدا آفرين كه به صورت نيمه ويران درآمده و بخشي طاق هاي آن فرو ريخته، مربوط به دوره صفوي و احتمالا از ساخته هاي شاه عباس اول است.
اين پل حدود 120 متر درازا، 6 متر پهنا، 12 متر ارتفاع و 11 دهانه يا چشمه طاق داشته و براي ساخت آن از سنگ هاي تراشيده، سنگ لاشه و ملات آهكي استفاده شده است. در حال حاضر، تنها سه دهانه پل باقي مانده و بقيه از بين رفته است. اين پل به شماره 1859 به ثبت تاريخي رسيده است.
پل بزرگ خدا آفرين، منسوب به دوره سلجوقي است، اما به نظر مي رسد كه در دوره قاجاريه به طور كامل بازسازي شده باشد و از همين رو، والقرام كلايس، آن را از ساخته هاي عباس ميرزا نايب السلطنه مي داند. اين پل حدود 160 متر درازا( به نوشته كلايس، 220 متر با احتساب دو انتهاي آن) دارد كه امروزه 120 متر آن در خاك ايران و 40 متر ديگر آن در خاك جمهوري آذربايجان قرار گرفته است. پهناي رويه پل، 5/4 و ارتفاع آن حدود 10 متر و داراي 15 دهانه با طاق جناغي است. دهانه ها و طاق هاي پل داراي ابعاد و اشكال متفاوت مي باشد كه بخشي از آن به جهت سعي معماران در قرار دادن پايه هاي پل بر روي صخره هاي طبيعي بستر رودخانه و بخش ديگر مربوط به بازسازي هاي صورت گرفته است. پهناي دهانه از 80/8 تا 10/6 متر متغير است. پايه هاي پل از سنگ هاي قلوه و لاشه، و طاق ها و بدنه آن از آجر با ملات آهكي و گچي ساخته شده است. اين پل در وضعيت نسبتا مناسبي قرار دارد اما به جهت قرار داشتن در نقطه مرزي، تنها در موارد ضروري مورد استفاده قرار مي گيرد. اين پل به شماره 1858 به ثبت تاريخي رسيده است.

 

منطقه تاريخي قوبول دره سي كليبر

قوبول دره سي در يك كيلومتري باختر قريه چناب از توابع هوراند (دو كيلومتري جاده اهر – كليبر) پشت كوه سنگي مرتفعي واقع شده و ‌در مقابل آن، كوه هشت سر قرار دارد كه به روايتي مسكن اصلي بابك خرمدين بوده است.
تپه تاريخي اژدها داشي در اين دره قرار دارد. بر بدنه و بالاي آن غارهايي است كه به گفته اهالي هر كدام گنجايش بيش از دو هزار نفر را دارد. بر روي تپه هاي قوبول دره سي، حفاري و تخريب هاي ناهنجاري صورت گرفته و تعداد قابل توجهي مجسمه هاي سنگي بيرون ريخته است. اين مجسمه ها كه تعداد آن ها از صد بيش تر است و در غارهايي وسيع سينه كوه پيدا شده اند، بيش تر صورت مردان جنگي را دارند كه دست بر سينه ايستاده اند. هم چنين در قوبول دره سي ميداني به نام هوشنگ شاه (لشكرگاه) و معبدي به نام جلال تالان كه احتمالا بازمانده يك آتشكده است وجود دارد. علاوه بر مجسمه هاي سنگي مردان جنگي، مجسمه هاي ديگري نيز به شكل گاو يا افراد غير نظامي از اين منطقه كشف شده كه نمي توان هويت دقيق محل آن را تعيين كرد. از طرف ديگر در اين ناحيه مقبره هايي وجود دارد كه سفال هاي منسوب به هزاره اول و دوم قبل از ميلاد از دورن آن ها به دست آمده است.

 

بقعه شاه حيدر كليبر

بقعه شاه حيدر درروستاي شاه حيدر در 5/7 كيلومتري جنوب خاوري خداآفرين و 30 كيلومتري جاده شوسه اهر – كليبر قرار دارد و از جمله آثار تاريخي اين منطقه به شمار مي رود.

 

ساختمان تاريخي طومانيانس كليبر

در روستاهاي وينق و آينه لو، ساختمان تاريخي طومانيانس، كه تقريبا صد سال قدمت دارد در دو طبقه خيلي عظيم با سنگ هاي تراشيده شده، ايوان سراسري و چهاربرج (مانند قلعه هاي قديمي فرانسه) به سبك عمارت هاي قرن نوزدهم اروپا و روسيه ساخته شده است. مي نويسند، مظفر الدين شاه قاجار، هنگام مسافرت به اروپا در اين عمارت باشكوه استراحت كرده بود. سنگ نبشته اي در ديوار عمارت در كنار درب ورودي، تاريخ 1907 ميلادي را نشان مي دهد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:18  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان مرند

مرند يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در ناحيه ي شمال خاوري استان واقع شده است. تاريخ مرند به چند قرن پيش از ميلاد مسيح مي رسد. در دايره المعارف بزرگ اسلامي آمده است كه مرند مركز سكونت اقوامي مهم در دوره كلده و آشور بود. بطلميوس از اين شهر به نام ماندگار ياد کرده است. به عقيده ويليامز جاكسون، مرند پايتخت شهرستان واسپورگان در دوره ساسانيان بود و بقاياي آتشكده اي در تپه خاكستري مرند دليل همين مدعاست. آب و هواي مساعد کوهستاني، برف و باران كافي و مراتع و چمن زارهاي سرسبز؛ جاذبه هاي طبيعي زيادي را در دره ها و کوه هاي منطقه به وجود آورده است. کوه کيامکي داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه هاي آب معدني از مهم ترين جاذبه هاي طبيعي مرند به شمار مي آيند. مرند به واسطه ي حاصل خيزي خاک و دارا بودن آب كافي از شهرستان هاي مهم كشاورزي استان آذربايجان شرقي محسوب مي شود. بناهاي متعدد تاريخي از جمله: مسجد جامع مرند، کاروان سراي هلاکو و تپه هاي باستاني، قلعه ها، پل ها، حمام هاي قديمي و آرامگاه هاي مشاهير از ديگر مکان هاي ديدني شهرستان مرند محسوب مي شوند.

 

مساجد در شهرستان مرند

مسجد جامع مرند
بنا بر بررسي هاي انجام شده اين مسجد ظاهرا در آغاز، يكي از آتشكده هاي دوره ساساني بوده كه بعدها با سكونت ارامنه دراين قلعه به كليسا تبديل شده است. پس از پيروزي اعراب بر بابك در قرن سوم هجري و هم زمان با اسلام آوردن مردم آذربايجان اين بنا به مسجد تبديل شد. بناي مسجد بسيار عظيم و بزرگ است. طاق ها و گنبدهاي آجري محراب آن به ابوسعيد بهادرخان (731 هـ) منسوب مي باشد. اين محراب كه هنوز به صورت اصلي خود باقي مانده، داراي گچبري، كتيبه هاي كوفي و رقاع و نقوش جالب از عصر مغول است.

 

کاروانسراها در شهرستان مرند

کارون سراي هلاکو مرند
اين کارون سرا در شمال مرند و در دشت هلاکو واقع شده است. تاريخ ساخت اين کارون سرا سال 730 هـ. ق است.

 

پلها در شهرستان مرند

پل مزرعه مرند
اين پل در 35 كيلومتري شمال باختري تبريز در كناره دهكده مزرعه(از توابع شهرستان مرند) بر سر راه قديم تبريزاردوباد (واقع در كناره شمالي رود ارس) قرار داشته كه امروزه تنها بقاياي پايه هاي آن در مجاورت پل نوساز بر جاي مانده است. با توجه به نقشه بازسازي شده، اين پل 23 متر درازا، 40/6 متر پهنا و سه دهانه با طاغ جناغي داشته است. پايه هاي مياني پل را به ابعاد و اشكال مختلف ساخته اند و نشانه تعميرات و بازسازي هايي بر آنها ديده مي شود. پايه شمالي در جهت مخالف جريان آب به صورت مثلثي، شكل گرفته و در جهت ديگر فاقد موج شكن مي باشد. اما پايه جنوبي از دو جهت داراي موج شكن مدور و از نظر ابعاد نيز بزرگ تر است. به نظر مي رسد كه پايه شمالي، نشان دهنده شكل اوليه پايه هاي پل باشد كه بعد ها بازسازي شده است. پهناي دهانه شمالي پل 30/3، دهانه مياني 30/5 و دهانه جنوبي 60/3 متر است. پايه جنوبي 40/7 متر درازا و 50/3 متر پهنا و پايه شمالي 6 متر درازا و 80/2 متر پهنا دارد. بناي اوليه پل، مربوط به دوره صفويه يا قاجاريه است.

 

سدها در شهرستان مرند

سد خفير مرند
اين سد در پنج كيلومتري شمال خاوري كاروانسراي ايرانديبي در 27 كيلومتري شمال مرند واقع گرديده و احتمالا از آثار دوره صفوي يا پيش از آن است و به نظر مي رسد كه تامين بخشي از آب كاروانسرا را بر عهده داشته است. ديوار سد تا ارتفاع 7 متري باقي مانده ولي زير آن به صورت طاقي شكسته است. ضخامت ديوار سد، 20/4 متر است و در امتدادي مستقيم (نه منحني) از سنگ لاشه با ملات آهكي بنا شده است. در وسط ديوار سد و در قسمت بالا دست آن در جهت آبگير به ضخامت ديوار سد به شكل منحني اضافه شده است تا فشار آب را بهتر تحمل كند. قطر ديوار سد در ميانه آن كم مي شود و به 80/2 متر تقليل مي يابد. اين ديواره توسط پيشبندهايي با مقطع مثلث، که در فواصل كوتاه (60/1 و 1و 60/2متر) از هم حمايت مي شود، در كنار هم ساخته شده كه پشت سد را محكم داشته اند.
سد مرندچاي
اين سد در باختر مرند بر روي مرند چاي ساخته شده و احتمالا از آثار دوره صفوي مي باشد كه در دوره هاي بعد تعمير و بازسازي شده است. ديواره سد با توجه به شكل ناهمواري هاي محل برپايي، داراي انحنا هايي به سمت مخزن و بيرون آن است. ضخامت ديواره در قسمت بالا حدود 20/1 و در پايين 50/4 و ارتفاع آن حدود 50/9 متر است. اين ديواره از جهت زير آب با صخره هاي طبيعي و ديواره هاي الحاقي حمايت مي شود. درميانه اين ديواره، دريچه اي براي خروج آب وجود دارد كه اكنون با رسوبات مسدود شده است.

 

حمامها در شهرستان مرند

حمام ليوارجان مرند
بقاياي اين بنا در روستاي ليوارجان در هشت كيلومتري جنوب خاوري شهرستان علمدار از توابع شهرستان مرند واقع گرديده و ظاهرا از آثار دوره صفويه و قاجاريه مي باشد. نيمي از ساختمان حمام بر روي برآمدگي زمين ساخته شده ، به طوري كه قسمت جنوبي آن در گودي خاك فرو رفته است، اما قسمت شمالي كمي از سطح زمين بالاتر قرار دارد. حمام در محوطه مستطيل شكلي به صورت خاوري – باختري ساخته شده و دو ورودي آن از جانب خاوري است. اين ورودي ها از طريق فضاي طاقداري به رخت كن حمام راه مي يابد. رخت كن فضاي چليپا شكل گنبدداري است كه در اطراف آن سكوهايي براي نشيمن و رخت كن تعبيه شده است. در ميانه فضا نيز حوضچه اي قرار دارد. حد فاصل رخت كن و گرمخانه، فضاهاي كوچك طاقداري قرار گرفته و بعد از آن گرمخانه حمام با پوشش طاق و گنبد واقع گرديده است. قسمت اصلي گرمخانه با گنبد و فضاي جانبي آن با طاق استوانه اي مسقف شده است. در ضلع جنوب گرمخانه منبع آب حمام و در ضلع باختري، خزينه و سپس تون يا كوره حمام قرار دارد. بناي حمام فاقد هر گونه تزئيناتي است. حمام ليوارجان دردوره قاجاريه مورد استقاده بوده ولي ممكن است زمان احداث آن به عهد صفويه باز گردد.

 

قلعه ها در شهرستان مرند

قلعه علي بيك مرند
در باختري ترين نقطه كوهستان قراداغ يا ارسباران و در يكي از جالب ترين مناطق ديدني آذربايجان در ساحل جنوبي رود ارس و در ميان كوهستان زيبا و كم نظير و سر به فلك كشيده كامتال(كمتال)، بورداشي بلندترين نقطه اين کوهستان، قلعه معروف و قديمي و تاريخي آذربايجان را در خود جاي داده است كه در ميان مردم و علاقمندان به طبيعت و تاريخ آذربايجان به نام قلعه «علي بيك» معروف مي باشد. به عقيده بيش تر محققان و قلعه شناسان، قلعه علي بيك يكي از 55 قلعه و استحكامات بابك خرم دين دلاور آذربايجان بوده است كه در نبرد خود با اعراب و سربازان خلفاي ستمگر عباسي از اين قلعه و استحكامات، استفاده نظامي كرده و يكي از پادگان هاي مهم بابك محسوب مي شده است. فاصله قلعه علي بيك و كوهستان كامتال از تبريز 222 كيلومتر، از مرند 147 كيلومتر و از هادي شهر(علمدار– گرگر) 82 كيلومتر بوده و مسافت آن تا روستاي دستجرد 12 كيلومتر است.
طاق و قلعه هلاکو
از مرند به طرف جلفا در 27 کيلومتري مرند، بقاياي يک بناي آجري عهد مغول در سمت شمال جاده جلب نظر مي کند. اين بناي تاريخي که نزد اهالي محل به «کاخ هلاکو» معروف است، در دشت بسيار وسيعي به نام «دشت هلاکو» يا «الاکي» واقع است. آنچه از ساختمان مغولي باقي مانده پي هاي سنگي و ديوار هاي قطوري است که مبين محوطه ساختماني سي متر در سي متر مي باشد و بدنه اي از يک طاق مدخل و سر بنا باقي مانده از يک دهم طاق اصلي به علاوه پايه هاي سنگي چهارگوشه و دو برج از ضلع جنوبي که ويران شده است. بدنه طاق به سبک ديگر بناهاي آجري عهد ايلخاني مغول و بر روي پايه سنگي بنا شده است. آن چه فعلا موجود مي باشد در حدود 6 متر ارتفاع دارد. در حاشيه آن اثري از کتيبه کوفي مزين با آجر و کاشي فيروزه اي رنگ ديده مي شود که دور تا دور طاق سر در بنا را پوشانده و اينک مقدار محدود و کمي از کتيبه و تزيينات آن باقي مانده است. قطر بدنه طاق نيم متر در يک متر است و در جبهه خاوري آن قسمتي از بقاياي ديوار ساختمان از آجر هنوز باقي است. درست روبه روي اين بنا در سمت جنوبي جاده بر روي يک تپه صخره اي نسبتا مرتفع، بقاياي ديواره سنگي يک قلعه مخروبه وجود دارد که نزد اهالي محل به قلعه «گبرها» معروف است. علاوه بر اطلاق نام « قلعه گبر ها» اهالي به آن «قلعه هلاکو» نيز مي گويند. قلعه حصاري بسيار محکم و عريض مي باشد که تا 5/3 متر داشته است. تعدادي تکه سفال پارتي نيز در حوالي بنا به دست آمده است. از مشاهده پاره سفال ها مي توان تاريخ احداث قلعه را به ابتداي هزاره اول قبل از ميلاد منسوب نمود.

 

روستاهاي مهم در شهرستان مرند

روستاي هرزند مرند
روستاي هرزند در دهستان هرزندات خاوري از بخش مركز شهرستان مرند، يكي از جالب ترين و ديدني ترين قلعه هاي تاريخي آذربايجان را در خود جاي داده است.
در اين دهستان دو روستا به نام هاي هرزند جديد و هرزند عتيق وجود دارد. روستاي هرزند جديد در شمال شهر مرند بين شهرهاي مرند، زنوز، جلفا و دهستان ديزمار باختري واقع شده و فاصله اش تا مرند 32 كيلومتر است. در مورد وجه تسميه هرزند جديد و عتيق در كتاب هاي تاريخي و منابع تحقيقي، چنين اظهار نظر شده است: «كهن هرزند يا هرزند عتيق يا (داش هرزن) قريه اي است كه بر كمره آفتابگير كوهي در محال هرزندات بين علمدار و مرند واقع شده است و راهي سخت و كوهستاني در قديم داشت كه مسافرت به آن جز با اسب و الاغ و با پاي پياده ميسر نبود، اين قريه رو به ويراني رفته و اكنون جز خانواري چند در آن باقي نمانده است و غالب ساكنين آن به قرا مجاور و مخصوصا به قريه جديد البنايي بنام (گلن قيه) يا (تخته سنگ فروآينده) مهاجرت نموده اند. اهالي قريه كهن هرزن و گلن قيه بيش تر زراعت پيشه اند و به لهجه مخصوصي سخن مي گويند كه به قول خود آنان (گوورزاني لو) و بنا به معروف زبان هرزندي ناميده مي شود. اين لهجه به تلاتي بسيار نزديك است و فقط اختلاف مختصري ميان آن ها موجود مي باشد. درباره لفظ هرزن سخنان زيادي گفته اند، پاره اي تصور نموده اند كه صحيح آن هرزند، به معني «سرزمين پر آب» مي باشد. چرا که «هرز» به معني آب فراواني كه بلااستفاده بماند و «اند» يكي از ادوات مكاني مي باشد،همان طور که در نام هاي نهند، اوند، سهند و نظاير آن ها ديده مي شود.» اين نظر پذيرفتني نيست چه در متن سند ترك دعواني كه ميان فرزندان خواجه رشيدالدين فضل اله همداني و كدخدايان هرزن در خصوص دو دانگ از اراضي و مزارع منطقه در سلخ ماه ربيع الثاني سال هفتصد و نود و يك هجري (791 هـ. ق) به رشته تحرير در آمده نام هرزن عتيق به صورت «كين هرز» و «هرزن قديم» ذكر شده است. جمعي گمان مي كنند تلفظ محلي هرزن (به ضم هـ) صحيح و به معني سرزمين آفتابگير است. چرا که در لهجه هاي آذري حرف (خ) غالبا به (ه) مبدل مي شود و هر به معني (خور) يعني آفتاب مي باشد در صورتي كه در لهجه هرزني آفتاب را (روژ) مي كويند نه (هر). عده اي ديگري نيز معقدند كه هرزن و ارزين هر دو يك كلمه و به يك معني و اسم، منسوب كلمه (ارس) مي باشد. منتهي در نتيجه مرور زمان و كثرت تلفظ به همين صورت در آمده است. اما اين حدس و توجيه نيز درست به نظر نمي رسد چرا که در اكثر نقاط آذربايجان با روستاهايي به نام هاي (هرزن، ارزنق، هرسين، مرسين، هرسي) برخورد مي شود كه نه در ارسباران واقع شده اند و نه با رود ارس ارتباطي مي توانند داشته باشند. زبان مردم منطقه هرزندات در حال حاضر تركي آذري است، اما به زبان تاتي نيز گفتگو مي كنند كه باقيمانده و تحول يافته زبان مادي و داراي ريشه آريايي بوده كه مورخين و سياحان و جغرافي نويسان اسلامي و عرب آن را فارسي (ايراني) و فهلوي و آذري خوانده اند. بقاياي زبان تاتي در روستاهاي بسيار كهن آذربايجان در گلن قيه، كرينگان، مردانقم، هرزند جديد و عتيق و در خلخال در روستاهاي شال، دورو و خمس هنوز هم وجود دارد. وجود بقاياي زبان ديرين و كهن تاتي دليلي بر تاريخي بودن روستاهاي هرزند بوده و به تمام آثار و بقاياي تاريخي اين منطقه حيثيت تاريخي مي بخشد. يكي از آثار تاريخي و كهن دهستان هرزندات، قلعه با ارزش و مهم سن سارود است كه در شش كيلومتري كاروانسراي تيموري معروف به «آيراندايبي» كه خود در 26 كيلومتري شمال مرند است بر روي پشته سنگي مرتفع بين دو بازوي رودخانه واقع است. اين قلعه در جنوب روستا و در ميان باغات بر بلندي بنا شده است. قلعه سن سارود بقاياي قلعه اي متعلق به دوران قرون وسطاي مي باشد كه گويا در قرن هاي 13 و 14 ميلادي (قرن هفتم و هشتم هجري) بنا شده است. اما در قسمت خاوري آن تخته سنگ هاي بزرگي قرار دارد كه نشانه بناهاي قديم تري است كه قدمت آن شايد به دوران هاي كهن تاريخي برسد. امتداد حصارهاي دفاعي هنوز از سطح زمين نمايان است. به علاوه قسمت هايي از ديوار تا ارتفاع زيادي پابرجا مي باشد و آثار برج هاي نيم استوانه اي پيش آمده، در آن حصار ديده مي شود. در محوطه داخلي قلعه، پي و اساس چند اطاق كه در جوار هم و عمود بر يكديگر بوده اند كاملا نمايان است. تمام ديوارهاي قلعه سن سارود از سنگ لاشه و ملاط گل و آهك ساخته شده كه به آن ساروج گويند. در جنوب قلعه قبرستان قديمي اسلامي و بقايايي از پي هاي ساختماني قرار دارد كه به«پيرحسن» معروف است. ظاهرا اين مكان گوشه عزلت زاهد مسلماني بوده است كه امام زاده حسن در مجاورت آن مدفون است. به نظر مي رسد كه قلعه سن ساورد مامن طايفه اي اسلامي يا مسكن يكي از اشراف ارمني بوده باشد. زيرا اين قلعه تقريبا در مرز خاوري ارمنستان واقع شده است. در جنوب خاوري قلعه سن سارود اثرات و جاي پاهايي وجود دارد كه مي توان گفت با توجه به اين كه در قديم با حفر و كندن علائمي جهت رويت و رصد ستارگان استفاده مي كردند با توجه به آن مسايل مي توان گفت كه اين علايم هم براي همان منظور ساخته و كنده شده باشد و دايره البروج ستارگان را با چنين نشانه هايي مي توانستد ترسيم كنند. تعدادي از اهالي دهستان هرزندات نظربه شدت تعصب و علاقه به خاندان امامت و ولايت در بسياري از آثار تاريخي و كهن باستاني، نشانه هايي از مقام والاي امامت را تجسم و تصور كرده و روايت ها و داستانهاي مذهبي گوناگوني را در اذهان خود خلق نموده اند كه اين روايتها را اهالي محل با آب و تاب نقل مجالس و محافل ساخته اند. از جمله اعتقاد دارند كه قلعه سن سارود توسط حضرت علي (ع) فتح شده است بايد گفت كه اين موضوع در هيچ يك از منابع تاريخي ذكر نشده است و هرگز حضرت علي (ع) به آذربايجان سفر نكرده اند تا قلعه سن سارود را نيز تصرف نمايند. به علاوه فتح آذربايجان ثبت و توسط مسلمين در زمان خلافت خليفه دوم انجام گرفته و تمام جرئيات اين فتوحيات ثبت و ضبط شده است و هرگز نامي از حضرت علي (ع) در فتح قلعه سن سارود نيامده است. آثار و علائم نشان مي دهد كه قلعه سن سارود مربوط به قرون اوليه اسلامي است و معماري آن نيز مطابق با شبيه معماري دوره اسلامي مي باشد و آن، از كچ كاري هاي داخل قلعه كه در اثر كنده كاري ها نمايان شده كاملا مشهور است.

 

تپه هاي باستاني در شهرستان مرند

تپه باستاني پير موسي مرند
اين تپه جزو بخش رودقات شهرستان مرند بوده و در يک کيلومتري خاور قريه سهلان واقع شده است. تپه از سمت شمال به راه آهن تبريز – جلفا و ايستگاه سهلان و از قسمت باختر، خاور و جنوب به اراضي دهکده مذکور محدود مي گردد. تپه پير موسي داراي ارتفاع هفت متر و مساحت هشت هزار متر مربع مي باشد. علت اصلي اين که تپه از حفاري هاي غير مجاز در امان و مصون مانده وجود امامزاده اي در بالاي آن به نام امامزاده پير موسي است که متاسفانه اطلاعي از شجره اين امامزاده در دسترس نيست.
تپه قلعه مرند يا يالدور تپه مرند
اين تپه در خاور مرند و در ميان باغات، در کنار رودخانه سيلابي معروف به يالدارچاي قرار گرفته و داراي ارتفاع 17 متر مي باشد. برخي از سفال هاي يافت شده در اين تپه بيانگر تاريخ هزاره چهارم پيش از ميلاد است و برخي ديگر نيز مربوط به تمدن پارت و اورارتو مي باشد.
تپه باستاني قلعه باروج مرند
اين تپه در قريه باروج، در ده کيلو متري شمال باختري مرند واقع شده و جزو يکانات مرند مي باشد. تپه باروج به ارتفاع 17 متر و به قطر تقريبي 150 متر، يکي از تپه هاي معروف و بنام شهرستان مرند به شمار مي رود. در طبقات مياني تپه آثار ديوارهاي خشتي مشاهده مي شود که در محدوده بالاي آن يک لايه سوخته و سياه به قطر 10 سانتي متر دور تا دور تپه ادامه يافته که حاکي از آتش سوزي و حريق است. در طبقات بالاتر ديوارهاي آجري مربوط به دوره پارت آشکارا به چشم مي خورد. طبقات تپه شامل تمدن هايي چند از دوره نو سنگي است. سفال هاي لعابدار و منقوش دوره اسلامي نيز در لايه هاي بالايي تپه مشاهده مي شود. قدمت قديمي ترين سفال هاي به دست آمده در اين تپه، به هزاره پنجم قبل از ميلاد مي رسد.

 

آرامگاهها در شهرستان مرند

آرامگاه پير مرند
در نزديکي يالدرچاي مرند واقع در يکي از کوچه باغ هاي آن در کنار قبرستان جديد، گورستان قديمي مرند واقع است که با انواع و اقسام سنگ هاي گور مزين به نقش و نگارها و در پاره اي مواقع بر روي گورها مجسمه هاي سنگي از قوچ است. روي يکي از سنگ ها که بيش از ديگر سنگ ها مردم در پاي آن جمع مي شوند و به نذر و نياز مي پردازند، نوشته شده است : کل من عليها فانهذا روضة السيد الکبير السيد و الامير الجليل النبيل الخليل. . . تعالي بالجود و الکرم. . . نقاوة المنان مير الغني افتخار الدين حسن الحسيني المشهور بمير بزرگ تعمده اله يغفر الذنوب في جمادي الآخر سنه اربع و سبعين و تسمع ماية. اشعاري در جاي ديگر سنگ ديده مي شود :
مير بزرگ آن که بود – از ره لطف کرم – گشت ازين واقعهخاطر ياران حزين – رفت زدنيا برون – کرد ز مردم کنار – من کيم مولا نگهدار شما – من کيم لطف خدا يار شما – من کيم. . . - خود شد – خدا يار تو و يار علي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:17  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان سراب

سراب يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در باختر اين استان واقع شده است. بيش تر مردم اين ناحيه به كشاورزي اشتغال دارند اما صادرات مهم اين شهرستان عده اي را نيز در كار بازرگاني وارد كرده است. کوهستان آتشفشاني سبلان؛ مهم ترين جاذبه طبيعي منطقه است. ماهيت کوهستاني شهرستان باعث ايجاد چشمه هاي آب معدني زيادي در منطقه شده است. بناهاي تاريخي از جمله مسجد جامع سراب و مسجد جامع اسنق، امام زاده ها، بقعه ها، سنگ نبشته ها، تپه هاي باستاني و گورستان هاي قديمي از مکان هاي ديدني و تاريخي شهرستان سراب محسوب مي شوند. انواع محصولات کشاورزي در اين ناحيه به عمل مي آيد و پرورش زنبور عسل نيز در اين منطقه رايج است. صنايع مختلف کارخانه اي و صنايع دستي از جمله قالي و گليم بافي در شهرستان سراب رواج دارد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
سراب چون در كنار سراورود ساخته شده آن را سراو يا سراب نام نهاده اند. منطقه سراب از جمله مناطقي است كه از ديرباز مسكوني بوده است. وجود كتيبه اورارتويي، ‌تپه هاي باستاني و معابد سنگي در حومه اين شهر نشان گر قدمت تاريخي منطقه است. سراب در دوره امپراتوري اورارتويي از جمله مناطق داراي تمدن شهر نشيني بود. حتي پاره اي از محققين و باستان شناسان بر اين باورند كه قبور پراكنده در اطراف و اكناف شهر سراب، قدمتي بيش از سنگ نبشته هاي اورارتويي دارند. آثار به جاي مانده از فتوحات حكمرانان اورارتويي قدمت تاريخي اين منطقه را به سال هاي 685-730 ق. م مي رساند.
مراكز تمدن عهد باستان، معمولا پس از ويراني و انهدام در اثر حملات دشمنان، دوباره بازسازي نمي شد، اما شهر سراب بعد از شكست اورارتوها، در دوران حكمراني پارت ها نيز از رونق كافي برخوردار شد و مورد توجه حكم رانان پارتي بود. وجود تپه هاي باستاني، تل ها و سفالينه هاي كشف شده در منطقه، شاهد اين مدعا است. در منطقه سراب آثار متعددي از جمله معابد سنگي، قلاع و يك چهار طاقي متعلق به دوران تمدن ساساني بر جاي مانده كه مبين اهميت آن، در دوره ساساني است.
در دوران بعد از حاكميت اسلام در ايران و آذربايجان، شهر سراب هم چنان ارزش و اعتبار شهري خود را حفظ كرد و به لحاظ موقعيت ويژه جغرافيايي و حاصل خيزي خاک هميشه مورد توجه حكم رانان بود. شهر سراب در دوران حكومت مغولان از مراكز عمده حكومتي آذربايجان بود. نوشته اند كه سلطان احمد اكودار كه اسلام آورده بود، از دست ارغون خان و سرداران مغول به اردوي مادر كه در سراب مستقر بود، پناه برد و در آن جا دستگير شد و به دستور ارغون به سال 683 كشته شد. بعد از شكست سلطان احمد اكودار ارغون خان مغول، شوراي مغولان را در گردنه سايين به سال 683 تشكيل داد. در زمان حكومت چوپانيان نيز سراب مورد توجه بود و حكومت آن با « جاني بيگ خان» از اولاد «جوجي خان» بود كه در سال 758 در اين شهر كشته شد. در اوايل حكم راني صفويه كه شهرهاي تبريز و اردبيل از شهرهاي مهم به شمار مي رفتند، سراب به دليل نزديكي به اين دو شهر و موقعيت سوق الجيشي، از اهميت ويژه اي برخوردار بود. شاه اسماعيل صفوي بعد از شكست در جنگ چالدران به سراب روي آورد. و در سال 930 در اين شهر درگذشت. جنگ شاه اسماعيل و خليل پاشا در سراب روي داد و باعث ويراني و خسارات جبران ناپذيري شد، ولي شاه عباس قواي عثماني را در اين شهر شكست داد.
به سال 1205 آغا محمد خان قاجار با صادق خان شقاقي در اين منطقه جنگيد و بعد از گريختن صادق خان از شهر، آغا محمد خان سراب را فتح کرد. صادق خان شقاقي درجنگ با فتح علي شاه نيز شكست خورده به سراب عقب نشيني كرد و بعد از اينكه جواهرات آغا محمد خان را به فتح علي شاه پس دارد، از طرف شاه قاجار بخشوده شد و به حكومت سراب منصوب شد. شهرستان سراب هم اکنون دربرگيرنده شهرها، بخش ها و روستاهاي زيادي است و از مناطق آباد و سرسبز استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود.
مشخصات جغرافيايي
سراب در 47 درجه و 34 دقيقه طول و 37 درجه و 57 دقيقه عرض جغرافيايي و در ارتفاع 1680 متري از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان در غرب استان آذربايجان شرقي واقع است و از شمال با مشگين شهر در استان اردبيل، از جنوب با ميانه و هشترود، از شرق با استان اردبيل و از غرب با بستان آباد همجوار است. رود آجي چاي از 4 كيلومتري جنوب و رود پيسلر چاي از يك كيلومتري مشرق، و هند رود چاي از ميان شهر عبور مي كند. آب و هواي سراب نسبتا سرد و خشك مي باشد.( سراب در مسير اصلي بستان آباد – اردبيل قرار دارد و از اين طريق در 73 كيلومتري شهر بستان آباد و 134 كيلومتري شهر تبريز ودر 85 كيلومتري شهر اردبيل قرار گرفته است.

 

مساجد در شهرستان سراب

مسجد اسنق سراب
در روستاي اسنق از توابع محال آلان بر آغوش سراب، مسجدي با ستون ها و روبناي سنگي و سنگ نبشته هاي زيبا قرار دارد. اين مسجد در وسط روستا ميان حياط وسيعي بنا شده است. مسجد اسنق چهار ستون سنگي استوانه اي يكپارچه دارد كه در دو رديف قرار گرفته اند. اين ستون ها پايه ها و سر ستون هاي مقرنس خوش طرحي دارند. طرح پايه ها يكنواخت و طرح سرستون ها متفاوت است. اين مسجد چندين كتيبه در سر در پنجره ها، ديوار خاوري و قسمت هاي ديگر دارد كه حاكي از عظمت بناي اوليه آن است. در داخل مسجد ميز چوبي منبت كاري شده و شكسته اي وجود دارد كه هم زمان با بناي مسجد ساخته شده است. بر روي قطعه اي از بازوي آن نام باني مسجد، صاحب فخرالدين محمد قيد شده است. آثار باقي مانده از اين منبر نشان مي دهد كه چند هنرمند توانا، وقت زيادي صرف ساختن آن كرده اند.
به طور كلي از مضمون خطوط برجسته كنده شده در بازوهاي منبر و سنگ نبشته هاي بالاي در و پنجره هاي مسجد چنين بر مي آيد كه اتمام كار بناي مسجد و تهيه اثاث آن، در سال 733 هجري به امر فخرالدين محمد بن رستم و به دست نقاش و حكاك هنرمندي موسوم به ملك شاه صورت گرفته است.
مسجد جامع سراب
مسجد جامع سراب يادگار قرن نهم هجري قمري است. اين مسجد بدون گلدسته و مناره بوده و از يك شبستان بزرگ و يك حياط كوچك در سمت باختري و از دو در ورودي تشكيل شده است. در ورودي خاوري داراي كتيبه اي مرمري با خط متداول دوره گوركانيان و تركمانان آق قويونلو و هم عصر سلطنت ابوالنصر اوزون حسن آقا قويونلو است. در ورودي با 10 پله به صحن شبستان مربوط مي شود و در بدنه ديوار جنوبي پلكان، سنگ مرمر كوچكي كار گذاشته شده و بر آن عبارت الشفا في اليوم بنت الياس حجاري شده است. شبستان مسجد مجموعه اي است از 60 گنبد كه همه آن ها (به استثناي رديف چهارم از خاور) مستقيما بر روي طاق جناغي و ستون ها نهاده شده اند.
مسجد داراي منبر چوبي 7 پله ي بلندي به درازاي 6/3 متر و رتفاع 10/2 متر است که در بالاي سطح خاوري نام واقف آن با خط ثلث زيبا، از چوب سفيد منبت كاري شده است. مسجد جامع سراب سه محراب دارد كه هر كدام از ويژگي هاي خاصي برخوردار است. يكي از محراب ها بسيار نفيس و زيبا و از كاشي لعاب دار برجسته است و با وجود صدمات مختلفي كه ديده، باز هم از زيبايي قابل توجهي برخودار مي باشد
مسجد جمال آباد سراب
جمال آباد نام روستايي است از محال آلان بر آغوش كه در 6 كيلومتري شمال مهربان و 21 كيلومتري جاده تبريز – سراب قرار گرفته است. اين روستا مسجد كهني دارد كه 6 ستون عظيم سنگي، سقف چوبي آن را نگه داشته است. ستون ها در دو رديف قرار گرفته و داراي پايه و سر ستون سنگي منقش هستند. دو ستون وسطي استوانه اي و چهار ستون ديگر به شكل منشور هشت وجهي مي باشند. بلندي ستون ها با پايه و سر ستون روي هم 36/5 متر است، بلندي پايه ها 44 سانتي متر و بلندي سر ستون ها 51 سانتي متر است. محيط ستون هاي استوانه اي 187 سانتي متر و محيط ستون هاي منشوري 184 سانتي متر مي باشد، ولي پايه ها سطح اتكا بيش تري دارد كه محيط قاعده هر پايه آن 260 سانتي متر است.
درازاي مسجد از شمال به جنوب كشيده شده و مدخل سنگي آن درديوار خاوري تعبيه گرديده است. طاق سردر و پايه هاي مسجد حجاري شده اند. سنگ نبشته اي در طاق جاي داده اند كه متضمن آيه 18 سوره توبه است. گل شش پري نيز بالاي نوشته ها به چشم مي خورد. بر روي هر يك از پايه هاي طاق هم دو نيم ستون مارپيچي ظريف حجاري شده است. ظاهرا اين مسجد در ابتدا داراي يوارهاي سنگي و سقف گنبدي بود، که جنس سنگ هاي به كار رفته در مسجد عموما آهكي است. در مسجد جمال آباد منبر مشبك چهار پله بسيار زيبايي گذاشته شده كه از شاهكارهاي مسلم هنر چوبي اسلامي به شمار مي رود و شيوه كارهاي چوبي دوره تيموري و صفوي را دارد. اگر ساخت اين منبر هم زمان با بناي مسجد باشد، مي توان احتمال داد كه تاريخ بناي مسجد 936 هجري قمري بوده است. اگر چه مقايسه شيوه حجاري ستون ها و ديگر قسمت هاي سنگي مسجد، با شيوه حجاري اسبق، چنين نظر و حدسي را تائيد نمي كند. در مورد باني مسجد اطلاعات مستندي در دست نيست ولي طبق اظهار اهالي روستا، گويا اين مسجد به امر امام حسن (ع) ساخته شده است.

 

کتيبه ها و سنگ نبشته ها در شهرستان سراب

سنگ نبشته رازليق سراب
اين كتيبه بر صخره اي از كوه زاغان واقع در 12 كيلومتري شمال سراب در ناحيه رازليق كنده شده است. اندازه آن 80× 120 سانتي متر است و 16 سطر دارد.
سنگ نبشته متعلق به آرگيشتي دوم ( 685-730 ق. م)، پسر روساي اول است كه در فاصله سده هاي هشتم و هفتم قبل از ميلاد، به مناسبت تسخير همان قلعه كنده شده است.
سنگ نبشته قيرخ قيزلار (نشتبان)
سراب اين سنگ نبشته به خط ميخي و زبان اوراتويي بر روي صخره اي به درازاي 5/4 متر و پهناي 10/2 متر و ارتفاع 6/2 متر و به وزن 20 تن حک شده است. محل كتيبه، روستاي قيرخ قيزلار در شمال خاوري سراب مي باشد و تحت شماره 729 به ثبت تاريخي رسيده است. كتيبه بر قسمتي از سطح جنوبي سنگ به طور مسطح و صيقلي شده حک گرديده است. درازاي اين کتيبه 106 سانتي متر و پهناي آن 75 سانتي متر بوده و در 13 سطر منقور مي باشد و حد فاصل سطور با خطوط ممتد افقي مشخص شده است. قسمت اعظم سطر آخر و سه چهارم سطر دوازدهم و نصف سطور هشتم تا يازدهم و يك سوم سطر هفتم از بين رفته است. در وسط سطور نيز سوراخي به شكل C لاتين ديده مي شود. اين سوراخ و فرسايش حوالي آن تنيجه تماس دست مردم است كه اعتقاد به تقدس آن دارند و با كشيدن دست بر روي آن زيارت مي كنند. اين سنگ نبشته به خاطر موارد زير از اهميت ويژه اي برخوردار است.
-
وجود معبد كلان سنگي (سنگ افراشت ها)
-
يكي از بيست و يك قلعه اي كه شاه اوراتويي فتح كرد و به آتش كشيد. در شمال اين سنگ نبشته و در كنار معبد يا گورستان آن كلان سنگي قرار دارد كه مورد بررسي و تحقيق قرار نگرفته است.
-
قايل شدن به قدرت ماورا الطبيعه به كتيبه دشمن كه سنتي تاريخي بوده است.

 

تپه هاي باستاني در شهرستان سراب

تپه باستاني امام چاي سراب
در شمال خاوري روستاي امام چاي سراب، تپه اي باستاني به نام امام چاي وجود دارد. مساحت تپه حدود 4000 متر مربع و ارتفاع آن از زمين هاي اطراف 20 متر است.
در نتيجه حفاري هاي غير مجاز و خاك برداري هاي زراعتي كه در اين تپه صورت گرفته، موارد زير مشخص شده است : تعدادي قبرهاي اسلامي، يك رگه با سفال هاي مختلف مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد، يك رگه آثار خاكستر و زغال از يك آتش سوزي و يك دوره تاريخي با سفال هاي مختلف و خشت خام.
تپه باستاني قلعه جوق سراب
اين تپه در 2 كيلومتري شمال سراب در دهكده اي به همين نام واقع شده است. ارتفاع آن 30 متر است و مساحتي در حدود 20 هزار مترمربع (به شعاع 80 متر) دارد.
بيش از نصف اين تپه خاك برداري شده كه در نتيجه آن برش هاي مختلفي به وجود آمده است و باعث شده در بعضي قسمت هاي آن ديوارهاي بلندي به ارتفاع قريب به 5 متر پيدا شود. اين ديوارها از خشت هاي بزرگي كه در بناهاي مادي وجود دارد ساخته شده است. در اين تپه انواع سفال از دوران ماقبل تاريخ و هزاره دوم قبل از ميلاد و دوران پارت ها تا قرون اوليه اسلامي و سفال هايي مرصع در انواع مختلف پيدا شده است.

 

قلعه هاي باستاني در شهرستان سراب

آيي قلعه سي (بقاياي قلعه سنگي شيران) سراب
شيران روستايي از توابع خانمرود سراب مي باشد. در روستا قلعه سنگي كهني بر روي تپه قرار گرفته است. اين قلعه يك حوض سنگي بزرگ دارد كه جاي پاي چهار اسب در آن كنده شده و سه حوض سنگي كوچك نيز در نزديكي هاي آن وجود دارد. از ديوارهاي قلعه نيز آثاري به جا مانده است.

 

گورستانهاي باستاني در شهرستان سراب

گورستان بقعه شيخ اسحاق سراب
اين گورستان در جانب باختري بقعه شيخ اسحاق در روستاي خانقاه محال خانمرود واقع شده است. بر روي قبرها لوح، كتيبه، مجسمه، قطعه سنگ و ميل هاي حجاري شده گوناگوني نهاده شده و نشان مي دهد كه اين قبرها متعلق به قرون 9و 10و 11 هجري قمري است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:16  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان شبستر

شبستر يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که ناحيه ي خاور استان واقع شده است. شبستر يک منطقه ي كشاورزي است و باغ هاي ميوه و تاكستان ها، اين منطقه را در بر گرفته اند. فرآورده ها و محصولات كشاورزي شبستر را گندم، جو، بنشن، دانه هاي روغني، گياهان علوفه اي، گلابي، سيب، گردو، زردآلو، گيلاس، آلبالو، گوجه، آلو و هلو تشکيل مي دهد. درياچه اروميه و جزاير و بنادر آن، آبشار عيش آباد و ارتفاعات منطقه از جاذبه هاي طبيعي شهرستان شبستر محسوب مي شوند. منطقه ي کوزه کنان شبستر مهم ترين ناحيه ساخت صنايع دستي سفالي اين ناحيه است. بناهاي تاريخي و ديدني متعدد حکايت از قدمت تاريخي منطقه دارند. مساجد شبستر در رديف مکان هاي ديدني به شمار مي آيند. در تسوج مسجد زيبايي وجود دارد كه مسجد يادگار شاه ناميده مي شود. هم چنين قبور عارفان و مشاهير مانند: مقبره شيخ محمود شبستري و مزار پيررجب در کنار روستاي تاريخي سيس از مکان هاي ديدني منطقه به شمار مي آيند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
شبستر از شهرهاي قديم آذربايجان است، که نام آن در كتاب هاي بسياري آمده است. حمدالله مستوفي در نزهه القلوب(740 هـ ق) فراواني نعمت اين بخش را ستوده و چنين مي نويسد:« چهارم، ناحيت ارونق بر غرب شهر( تبريز ) است. آغازش سه فرسنگي شهر است تا پانزده فرسنگي و عرضش پنج فرسنگ باشد. حاصل نيكو از انگور، غله، و ميوه دارد و مدار تبريز بر ارتفاعات آن جا بادش و سي پاره ديه است و اكثرش معظم كه هر يك قصبه اي است چون سيس، شبستر، و ايقان، كوزه، كنان و …» بخشي از آوازه شبستر نيز به وجود بزرگاني چون: شيخ محمود شبستري عارف و صاحب مثنوي گلشن راز، و ميرزا علي اكبر معجز شبستري شاعر طنزسراي برجسته آذربايجان، مربوط مي شود.
مشخصات جغرافيايي
شبستر يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که ناحيه ي خاور استان واقع شده است. شبستر در درازاي خاوري 45 درجه و 42 دقيقه و پهناي شمالي 38 درجه و 11 دقيقه و در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا واقع شده است. رود فصلي شبستر از مناطق خاوري شهر مي گذرد و آب آن به مصرف كشاورزي و باغ داري مي رسد. شبستر از شمال با مرند از باختر و جنوب با درياچه اروميه و از خاور با شهرستان هريس هم جوار است. شهر شبستر در مسير راه اصلي تبريز – سلماس است. فاصله شبستر تا سلماس و تبريز به ترتيب 93 و 67 كيلومتر است. راه آهن تبريز – تركيه از 4 كيلومتري شهر عبور مي كند.
روستاي سيس شبستر
ين روستا در 14 كيلومتري شبستر، در سر راه صوفيان به شبستر واقع شده است. اين روستا داراي آثار تاريخي متعددي مانند قيزيل داش، مزار پير رجب، مزار شيخ اسماعيل، مسجد محمد خنيفه و مقبره باله حسن است

 

ارتفاعات شهرستان شبستر

كوهستان ميشوداغ شبستر
كوه ميشوداغ در شمال درياچه اروميه واقع است و جلگه مرند را از جلگه شبستر و درياچه اروميه جدا مي كند. شهرستان مرند در دامنه شمالي و شهرستان شبستر در جبهه جنوبي اين كوهستان قرار دارد. اين کوهستان از سلماس تا صوفيان به درازاي تقريبي 100 كيلومتر و پهناي 30 كيلومتر امتداد يافته است. حداكثر ارتفاع اين کوهستان 2855 متر است و قله هاي معروف آن عبارتند از: چشمه کنان، فلخ، علي علمدار، كوسه بابا و اوزون بئل امتداد كوه هاي جنوبي مرند و كوهستان ميشو به رشته كوه مورو داغم مرتبط ميشوند.
کوه چشمه كنان شبستر
اين كوه با ارتفاع 2010 متر در محدوده شهرستان شبستر، بخش مركزي دهستان چهرگان و در 45 كيلومتري جنوب باختري مركز شهرستان شبستر واقع شده است. جهت كوه جنوب خاوري - شمال باختري بوده و قله آن از نظر جغرافيايي در 45 درجه و 12 دقيقه درازاي خاوري و 38 درجه و 21 دقيقه پهناي شمالي قرار گرفته است. اين كوه در شمال و شمال خاوري آبادي چشمه كنان واقع شده است.
فلخ شبستر
اين كوه با ارتفاع 3076 متر در محدوده شهرستان شبستر بخش مركزي دهستان گوني خاوري و در 12 كيلومتري شمال مركز شهرستان شبستر واقع شده است. جهت كوه جنوب باختري - شمال خاوري بوده و قله آن از نظر جغرافيايي در 45 درجه و 43 دقيقه درازاي خاوري و 38 درجه و 19 دقيقه پهناي شمالي قرار گرفته است.

 

مساجد در شهرستان شبستر

مسجد جامع شبستر
تصور مي شود که اين مسجد براي نخستين بار در زمان ايلخانان بنا شده باشد. اما اين بنا نيز از حوادث زمان در امان نمانده و بارها فرو ريخته و از نو تعمير و تجديد بنا شده است. اكنون 42 گنبد صرفي آن بر روي سي پايه عريض آجري قرار گرفته اند. در بالاي درب ورودي مسجد طاق سنگي جالبي نصب شده كه بالاي آن دو كتيبه سنگي به چشم مي خورد. مسجد ايوان و مناره اي نيز دارد كه ستون هاي ايوان و كلاهك مناره همه چوبي و تازه و متعلق به نيمه اول قرن چهاردهم قمري است.
مسجد محمد حنفيه شبستر
مسجد محمد حنفيه درمركز روستاي سيس واقع شده و مسجد جامع روستا به شمار مي رو د. بناي اين مسجد آجري و گنبد دار است. مناره بلندي دارد و ايواني با ستون هاي چوبي در جلو آن تعبيه شده است. اهالي ده معتقدند كه بناي نخسين اين مسجد به امر حنفيه صورت گرفته که بارها فرو ريخته و دوباره تجديد بنا شده است. اين عقيده مبناي تاريخي ندارد ولي شيوه بنا نشان مي دهد كه تجديد عمارت آن مثل ساير مساجد بزرگ ارونق و انزاب در دوران صفويه انجام شده است.
مسجد يادگار شاه شبستر
در تسوج مسجد زيباي ديگري وجود دارد كه مسجد «يادگار شاه» ناميده مي شود. اين مسجد در مركز شهر، نزديك به خيابان پهلوي واقع شده است. درازاي آن از خاور به باختر، نزديک بيست متر و پهناي آن در حدود 10 متر است. سه گنبد ضربي آجري دارد. گويي سه، چهارطاق يك نواخت را در كنار هم قرار داده اند. تاريخ بناي مسجد معلوم نيست. سالخوردگان تسوج مي گويند كه يكي از شاهان صفوي هنگام جنگ با سلاطين عثماني نذر كرده بود كه چون بر دشمن غلبه جويد مسجدي در تسوج بنا كند. حاجتش برآيد و هنگام بازگشت اين مسجد را بنا كرد. نام مسجد يادگار شاه ماند ولي نام باني فراموش شد. اكنون كتيبه و سنگ نبشته اي در دست نيست تا نام باني معلوم شود. فقط شيوه بنا و مصالح ساختماني به كار رفته، حكايت از قدمت مسجد دارد.
مسجد جامع تسوج شبستر
مسجد جامع تسوج از توابع شبستر در رديف آثار قديمي اين منطقه است. بر پيشاني مدخل اين مسجد فرماني از سطان محمد خدابنده است كه با خط ثلث بر جسته بر روي سنگ فلفلي يك پارچه حک شده است. در حياط كوچك اين مسجد دو چنار عظيم در جلو دو مناره بدون كلاهك مسجد سر به آسمان كشيده اند. قسمت جنوبي حياط منتهي به بناي مسجد مي شود. مسجد 24 ستون دارد. چهار ستون جنوبي آن آجري و بقيه سنگي است. پايه و سرستون ها مقرنس سنگي هستند كه 35 گنبد آجري بر روي آن ها قرار گرفته است. طاق ها به شيوه ايلخاني بوده و اشكال مختلفي دارد. در دو سوي خاوري و باختري مسجد خواجه نشين هاي بزرگي تعبيه شده كه 4 متر درازا و حدود 5/2 متر پهنا دارد و مساحت كل مسجد 1120 متر مربع در ابعاد 32× 35 متر است. بناي اين مسجد چندين بار تعمير و مرمت شده كه با توجه به اطلاعات موجود، آخرين تعمير كامل آن در سال 1252 هجري قمري به امر محمد شاه قاجار به عمل آمد. احتمال دارد كه گچ بري و مقرنس كاري طاق مدخل و طاق محراب در همين دوران صورت گرفته باشد. كتيبه فرمان نشان مي دهد كه تسوج داراي اهميت و جمعيت زياد بوده و موقعيت سوق الجيشي مهمي داشته است و از اين جهت مورد عنايت و توجه شاه صفوي قرار گرفت. تاريخ متن فرمان شاه صفوي 989 هجري است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:15  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان بناب

درباره شهرستان بناب
بناب يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در ناحيه ي جنوب باختري اين استان واقع شده است. خاک حاصل خيز به همراه آب فراوان و كارداني و تلاش مردم اين سرزمين زمينه هاي مساعدي براي كشاورزي و رونق اقتصادي به وجود آورده است. وسعت باغ هاي ميوه و مزارع غلات، حبوبات و صيفي جات نمايان گر رونق كشاورزي آن است. مجسمه ي دخترک انگورچين وسط ميدان اصلي شهر بناب؛ به گونه اي خاص انسان را متوجه مي سازد كه در يک منطقه ي كشاورزي قرار دارد. باغ هاي ميوه و تاكستان هاي سرسبز محصولات متعددي دارند و رونق و سرسبزي اين ناحيه را سبب شده اند.
شهرستان بناب از نظر صنعتي داراي كارخانه هاي ريسندگي، بافندگي، قالي بافي، پتوبافي، موزاييک سازي، و كارخانه هاي مواد غذايي است.
سراسر خاور بناب را ارتفاعات سهند فرا گرفته و چشم اندازي کوهستاني به منطقه بخشيده است. درياچه اروميه، تالاب ها و جزاير موجود در منطقه از جاذبه هاي طبيعي اين شهرستان به شمار مي روند. وجود كاروان سراها، راسته بازارها و ميدان هاي بزرگ نيز نشانه ي سابقه درخشان و شكوفايي اقتصاد اين منطقه است.
مسجد جامع مهرآباد با مناره اي بلند که نگاه هر تازه واردي را به خود جلب مي کند، قلعه معروف ضحاک، تپه هاي باستاني و گورستان هاي قديمي از مکان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان به شمار مي آيند.
کشاورزي و دام داري بناب در جلگه اي آبرفتي در دامنه هاي كوهستان سهند و صوفي چاي و رسوبات ساحل درياچه اروميه ساخته شده است و داراي آب فراواني است. بنابراين به لحاظ كشاورزي ازرونق زيادي برخوردار است. غلات، انگور، كشمش، بادام، گردو، برگه زردآلو، از مهم ترين محصولات اين شهرستان اند که از نظر اقتصادي بسيار پر اهميت هستند. دام داري و دام پروري نيز از مهم ترين فعاليت هاي اقتصادي بناب به شمار مي آيند. دام داري در اين منطقه از ديرباز به علت موقعيت جغرافيايي و وجود مراتع سرسبز رونق و بازدهي خوبي داشته است. پرورش دام كه توسط عشاير و روستاييان صورت مي گيرد؛ بيش تر شامل: گاو، گوسفند،‌ و گوساله است علاوه بر آن پرورش طيور به شيوه هاي سنتي و صنعتي شامل:پرورش مرغ و خروس، غاز، بوقلمون و اردک مي شودكه در حد خودكفايي توليد مي شود.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
بناب به معناي سرزميني است كه ريشه اش در آب و يا نزديک آب است. اين منطقه از ديرباز از مراكز پيشرفته و با سابقه فرهنگي بوده است. اين منطقه قبل از حمله مغول بسيار آباد و پررونق بود. چنان كه ‌درارتفاعات جنوبي گورستان هاي منطقه قره قشون، آثاري مربوط به قرن هاي هشتم و نهم هجري به دست آمده است. هم چنين آثار و بقاياي بناهاي تاريخي نشان گر آباداني بناب در دوره صفويه است. با وجود اين كه بناب از شهرهاي مهم آذربايجان است از نقطه نظر اقتصادي، سياسي و تاريخي پيوسته تحت تاثير مراغه بوده است. مشخصات جغرافيايي شهرستان بناب يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که در ناحيه ي جنوب باختري اين استان واقع شده است. اين منطقه از سمت شمال به عجب شير، از سمت باختر به مراغه، از سمت خاور به درياچه ي اروميه و از سمت جنوب به شهرستان ملکان محدود مي شود.
شهر بناب مركز شهرستان بناب از شهرستان هاي مهم استان آذربايجان شرقي است كه در كرانه هاي خاوري درياچه اروميه و در مسير جاده تبريز به مراغه و كردستان و آذربايجان غربي قرار گرفته است. فاصله بناب تا تبريز 114 كيلومتر و تا مراغه 19 كيلومتر و ارتفاعش از سطح دريا 1290 متر است. بناب در درازاي خاوري 46 درجه و 03 دقيقه و پهناي شمالي 37 درجه و 20 دقيقه قرار گرفته است. اين منطقه آب و هوايي معتدل با تابستاني گرم و مطبوع و زمستاني ملايم دارد. مسيرهاي دسترسي به اين شهرستان عبارتند از : ـ راه آسفالته درجه يک اصلي به سمت شمال باختري تا بخش عجب شير به درازاي 25 كيلومتر. ـ راه آسفالته درجه يک اصلي به سمت شمال خاوري تا شهر مراغه به درازاي 10 كيلومتر. -‌ راه آسفالته اصلي به سمت جنوب تا شهر ملكان به درازاي 25 كيلومتر.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:14  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به شهرستان جلفا

جلفا يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود که در ناحيه ي شمال اين استان واقع شده است. آبشار آسياب خرابه که يكي از زيباترين مناطق ديدني آذربايجان شرقي است و رودخانه ارس با دره زيباي آن از جاذبه هاي طبيعي شهرستان جلفا به شمار مي آيند. كليساي سن استپانوس که از مهم ترين و جالب ترين آثار تاريخي و معماري و زيارتگاه ارامنه است، نيز در محدوده ي جغرافيايي اين شهرستان قرار گرفته است . هم چنين کاروان سراي شاه عباسي که يادگار دوران صفويه است و قلعه هاي قديمي به همراه تپه و پل هاي تاريخي از ديگر جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان به شمار مي آيند. جلفا از نظر بافت اجتماعي منطقه اي کارگري است و همه گونه خدمات عمومي در اين منطقه يافت مي شود. وجود گمرک مرزي ايران و جمهوري آذربايجان و مبادله كالا و مسافر سبب جذب جمعيت فعال به جلفا شده و اين منطقه را به ناحيه اي مهاجر پذير تبديل کرده است. از طريق گمرک جلفا؛ بسياري از محصولات مورد نياز کشور؛ مانند: كاغذ، انواع كود شيميايي، مواد اوليه پلاستيكي، نخ ابريشم مصنوعي،‌ قطعات موتور كاميون و امثال آن به ايران وارد و محصولاتي از قبيل خشكبار، قالي و گليم صادر مي شود.

 

کليسا در شهرستان جلفا

كليساي سن استپانوس (خارابا كليسا) جلفا
جلفا يكي از جالب ترين آثار تاريخي و معماري را به نام كليساي سن استپانوس (خرابا كليسا) كه مورد توجه و زيارتگاه ارامنه مي باشد، در خود جاي داده است. بناي اين كليسا در باختر جلفا درميان كوه هاي بسيار مرتفعي به نام شام قرار دارد. كليساي سن استپانوس يكي از كليساهاي با عظمتي است كه بين قرن هاي چهارم تا ششم هجري (10 تا 12 م) ساخته شده است. اين كليسا در 16 كيلومتري باختر جلفا در دره اي سرسبز و خرم معروف به دره شام (داراشامب) بر يك بلندي بنا شده است. سبك معماري آن آميزه اي از شيوه هاي معماري اوارتو، اشكاني، يوناني و رومي است كه بعد از ساخت بناهاي شگرف اچميادزين، طاديوس، آختامار و استپانوس اين تداخل سبك ها، به نام سبك و شيوه ارمني مشهور شد. درباره تاريخ بناي اين كليسا كه يكي از شاهكارهاي معماري شمال باختر ايران محسوب مي شود، مطالب مختلفي نوشته شده است. عده اي بدون توجه به وقايع تاريخي و تاريخ تطور شيوه هاي معماري، بناي آن را تا نخستين سده هاي مسحيت پيش برده و عده اي نيز زمان بناي آن را به اواسط سلطنت صفويه نسبت داده اند. در صورتي كه از قراين تاريخي اين طور برمي آيد كه شيوه بنا، مصالح ساختماني، تزئينات هنري و مقتضياتي كه اين بنا را به وجود آورده اند، همه گواهي مي دهند كه بناي اين كليسا همانند و هم زمان با كليساهاي آختامار و طاطائوس احداث شده است. صدها سنگ نبشته به زبان ارمني در داخل و خارج بنا نصب شده كه اگر اين سنگ نبشته ها به زبان فارسي ترجمه گردد، باني، معمار و تاريخ بناي كليسا و حتي قسمت هايي از گوشه هاي تاريك قومي كه در اين سرزمين به سر مي بردند روشن خواهد شد. به علت زمستان هاي سخت منطقه و كوچ ارامنه از جلفاي آذربايجان، كليساي سن استپانوس از رونق افتاده و در معرض انهدام قرار دارد و به همين جهت بين مردم به خارابا كليسا يا كليساي خرابه معروف شده است

 

پلها در شهرستان جلفا

پل شاه عباسي جلفا
در 12 کيلومتري جلفا و مجاور پاسگاه ژاندارمري شاه عباسي، پل تاريخي بر روي رودخانه ارس وجود دارد که دو سوم آن ويران شده و فقط دو جناح شمالي و جنوبي آن باقي مانده است. اين پل در قسمت خاوري پاسگاه و درست در جنوب دهکده قديمي جلفا (که اينک در خاک روسيه قرار دارد) روبروي آن ساخته شده است. اين پل از يادگارهاي جالب شاه عباس صفوي و در زمره بناهاي متعدد و عام المنفعه است. قسمتي از پل در خاک روسيه و قسمتي در خاک ايران واقع است. ارتفاع پايه جنوبي آن که از سنگ هاي تراش داده شده بنا گرديده، از سطح رودخانه در حدود 10 متر است. سبک بناي پل کاملا شبيه به ديگر ساختمان هاي سنگي دوره صفوي مي باشد. قسمتي از زايده جنوبي پل که در خاک ايران قرار دارد نشان مي دهد که پل عريضي بوده و پهناي آن به 8 متر بالغ مي شده است. مي توان حدس زد که پل در شکل اصلي خود پنج چشمه داشته که به کلي از بين رفته است.

 

تپه ها در شهرستان جلفا

تپه آتشکده (تپه گرگر) جلفا
اين تپه در دهستان گرگر در44 کيلومتري شمال مرند و 120 کيلو متري شمال باختري تبريز واقع شده است. در اين تپه نمونه هايي از سفال مربوط به دوره پارتي و سکه هايي از دوره اشکاني به دست آمده است. در طبقات بالاي تپه مقدار زيادي سفال اسلامي نيز مشاهده شده که نشان مي دهد در دوره هاي ا سلامي نيز اين تپه مسکوني بوده است. در هر حال تپه گرگر يا تپه آتشکده به ارتفاع 20 متر و قطر تقريبي 150 متر در زمره تپه هاي غني و سرشار باستاني به شمار مي رود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:13  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به اسکو

اسكو از قديمي ترين و مهم ترين شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است. كشاورزي، باغ داري، تهيه و توليد فرآورده هاي كشاورزي و ميوه و خشكبار از مهم ترين منابع درآمدي مردم اين ناحيه است. مردم اسكو؛ علاوه بر كشاوزي، باغ داري و دام داري، به كارهاي داد و ستد، خدمات دولتي، کارگري و كارمندي نيز اشتغال دارند. ابريشم بافي اسكو؛ از اهميت فراواني برخوردار بوده و پارچه هاي اين ناحيه، در ميان زنان شاهسون طرف داران بسياري دارد. درياچه اروميه، دره ي زيباي اسکو و روستاي تاريخي کندوان شهرستان اسکو را از نظر جاذبه هاي گردشگري داراي اهميت کرده است هم چنين مسجدجامع اسکو که مهم ترين بناي معماري – مذهبي منطقه است، در کنار امام زاده ها و گورستان هاي قديمي؛ ديگر جاذبه هاي تاريخي و معماري آذرشهر را تشکيل مي دهند.

 

مکان هاي ديدني و تاريخي اسکو

درياچه اروميه، دره ي اسکو و روستاي کندوان به همراه مسجدجامع اسکو از مهم ترين جاذبه هاي طبيعي و تاريخي شهرستان اسکو به شمارمي آيند. امام زاده ها و گورستان هاي قديمي نيز از ديگر مکان هاي ديدني منطقه محسوب مي شوند.

 

کشاورزي و دام داري اسکو

کشاورزي، باغ داري و تهيه و توليد فرآورده هاي كشاورزي و ميوه و خشكبار از مهم ترين منابع درآمد مردم اين ناحيه است. فرآورده هاي كشاورزي شهرستان اسكو شامل: گندم و جو، بنشن، نباتات علوفه اي، تره بار، سيب درختي، گلابي، انگور، گوجه سبز، گيلاس، زرد آلو، گردو و بادام مي شود. آب كشاورزي منطقه از چشمه ها، چاه عميق، رودخانه و كاريز تامين مي شود. از نظر كشاورزي اسكو از رونق خاصي برخوردار است و نوع كشت آن آبي و ديمي است.به واسطه ي مراتع سبز و خرم اسكو و قرار گرفتن اسكو در دامنه رشته كوه هاي سهند باختري و سلطان داغي و ارشد داغي اين منطقه از مراتع بسيار خوبي برخوردار است و دام داري در آن رونق فراوان دارد. زنبورداري نيز در اين منطقه داراي ارزش اقتصادي بسيار است.

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي اسکو

محققان اسكو را با اوشكاياي كهن يكي مي دانند. چنان كه از ماخذ آشوري بر مي آيد اوشكايا شهري داراي قلعه بوده كه در خاور درياچه اروميه و در دامنه كوه سهند قرار داشته است. محققان معتقدند كه جايي به نام اوشكايا در ناحيه خورخور كه در كتيبه آرگيشتي اول در شرح لشكركشي سال دهم وي ( 777 ق. م ) آمده است، همان اوشكايا در ماخذ آشوري است. اسكو از قديمي ترين و مهم ترين شهرستان هاي آذربايجان شرقي است. كهن ترين ماخذي كه نام اسكو (اسكويه) در آن آمده؛ شايد كتيبه سارگن دوم پادشاه آشور باشد. اسكوي كنوني در دامنه هاي باختري كوه سهند، ‌قلعه ي مرزي اورارتوها بود. حمدلله مستوفي در قرن هشتم اسكويه يا اسكو را يكي از روستاهاي بزرگ ناحيه باويل رودگفته است. براساس سنگ نبشته هاي متعلق به شاه آشور سارگن دوم در جريان حمله وي به حدود اورارتو، اشكايا كه در آن هنگام دژ مرزي اورارتو بود، بدون پيكار به تصرف آشوريان درآمدند و با شمار ديگري از روستاهاي پيرامون آن به آتش كشيده شد. پس از آن ديگر نامي از اوشكايا در منابع ديده نمي شود. در دوره ي اسلامي حمدلله مستوفي از آن با عنوان يكي از آبادي هاي بزرگ ناحيه و در عالم آراي نادري اسكو از نقاط آباد آذربايجان معرفي شده است. اين منطقه و پيرامونش امروزه يكي از آبادترين مناطق آذربايجان شرقي است

 

جغرافياي اسکو

شهرستان اسکو از شمال به تبريز، از جنوب به آذر شهر، از باختر به دهستان ممقان ايلخچي و كرانه ي خاوري درياچه اروميه و از خاور به روستاهاي حومه و تبريز محدود است. آب و هواي آن در تابستان معتدل و در زمستان سرد و يخ بندان است. شهر اسكو در درازاي خاوري 46 درجه و 07 دقيقه و پهناي شمالي 37 درجه و 55 دقيقه و در ارتفاع 1520 متري از سطح دريا واقع شده است. فاصله اسكو از تبريز مركز استان 34 كيلومتر و خط آهن تبريز– مراغه و تهران از شمال و شمال خاوري دهستان هاي تابعه اسكو مانند ايلخچي و خسرو شهر مي گذرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:13  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به اهر

اهر يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که پيش از اسلام اوزانلار نام داشته و به نام ميمد نيز مشهور است. بعد از ظهور اسلام به نام اهر يا اهريچ خوانده شد كه حاكم نشين قره داغ بود. شهرستان اهر در منطقه اي كشاورزي قرار گرفته و در زمينه ي کشاورزي، دام پروري و باغ داري از امكانات طبيعي و نيروي انساني خوبي برخوردار است. در شهرستان اهر؛ جاذبه هاي طبيعي و تاريخي بااهميتي مي توان ديد. به همين سبب اين شهرستان در صنعت گردشگري نيز ايفاگر نقش قابل توجهي است. بيش تر دره ها و بلندي هاي شهرستان اهر؛ پوشيده از جنگل و مرتع است. جنگل هاي زيباي ارسباران، چشمه هاي آب معدني گازدار عربشاه، آّب معدني مشک عنبر، آب معدني دره آبش احمد و آب معدني آبريس همراه با ساير عوامل طبيعي از جمله رودخانه ارس، دشت اهر و تالاب ها و ارتفاعات منطقه؛ چشم انداز زيبايي از طبيعت شهرستان اهر را به نمايش مي گذارند .
پيشينه ي تاريخي و گذشته ي شهرستان اهر نيز سبب وجود جاذبه هاي معماري و تاريخي چون: تپه هاي باستاني، مساجدقديمي، قلعه ها و کاروان سراهاي تاريخي در منطقه شده است. از جمله مهم ترين مکان هاي تاريخي شهرستان اهر مي توان بازاراهر را که يکي از زيباترين بازارهاي آذربايجان شرقي است، حمام کردشت و بقعه شيخ شهاب الدين اهري را نام برد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي اهر
دژ قوم ماد و رودخانه ارس مرز دولت ماد بود. اهر از شهرهاي قديمي آذربايجان است. اين شهر قبل از اسلام اوزانلار نام داشت و به نام ميمد نيز مشهور بود. بعد از ظهور اسلام به نام اهر يا اهريچ خوانده شد كه حاكم نشين قره داغ بود. در سال 23 هجري قمري در زمان خليفه دوم، قواي اسلام به فرماندهي بكربن عبدالله به اين منطقه دست يافتند. در زمان خلافت عباسيان از سال 200 تا 222 هجري قمري بابك خرمدين در آذربايجان بر عليه خليفه عباسي (معتصم) قيام كرده قريب به 20 سال در مقابل سپاهيان خليفه مقاومت نمود و حماسه ها آفريد. او بزرگ ترين سرداران عرب و سپاهيان اش را كه بيش از 250 هزار نفر بودند نابود كرد. در زمان حكومت شهر ياران گمنام (كنگريان، جستانيان، آل مسافر، رواديان) شهر اهر در رديف سرزمين قهرمانان استقلال طلب ايران بود. پس از حكومت سلجوقيان و خوارزمشاهيان، در زمان اتابكان، شهرستان اهر مركز حكومت اولاد جهان پهلوانان، اتابک آذربايجان بود و تعدادي از آنان به نام مالک اهر در ارسباران حكومت كردند. در زمان حكومت صفويه جنگ سختي بين مردم اهر و ايل بايبوردلو با قشون عثماني در محل معروف به قانلي گول در جنوب اهر اتفاق افتاد. در دوره قاجاريه و جنگ هاي ايران و روس شهر اهر مركز فرماندهي عباس ميرزا نايب السلطنه بود. در سال 1228 قمري در بيماري وباي تبريز كه عده بي شماري تلف شدند، محمد شاه مدتي در اهر اقامت داشت و به امور آذربايجان رسيدگي مي كرد. مظفرالدين شاه قاجار در سفري به ارسباران بعضي مناظر طبيعي اروپا را با نقاط دل انگيز اين منطقه مقايسه كرده است. اين منطقه در برگيرنده ي شهرها، بخش ها و روستاهاي زيادي است و امروزه يکي از آبادترين نواحي استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان اهر در منطقه اي كوهستاني و كشاورزي قرار گرفته است. شهرستان اهر از شمال به کليبر، از جنوب به هريس، از باختر به ورزقان و از خاور به مشکين شهر اردبيل محدود مي شود. مرکز اين شهرستان، شهر اهر است که در درازاي خاوري 47 درجه و 06 دقيقه و در پهناي شمالي 38 درجه و 28 دقيقه و ارتفاع 1341 متري از سطح دريا و در 120 كيلومتري شمال خاوري تبريز و در مسير جاده اصلي تبريز – مشكين شهر قرار گرفته است.
دهستان ديكله اهر
اين دهستان که مركز آن روستاي چناب است و 44 روستاي تابعه دارد از نظر تاريخي داراي اهميت فوق العاده اي مي باشد. چناب در دره اي با صفا قرار دارد و در يك كيلومتري باختر آن در پشت دو كوه سنگي، دره اي تاريخي به نام قوبول دره سي واقع شده كه در مقابل آن كوهستان هشتادسر(هشته سر) قرار گرفته است. كوهستان هشتادسر، مسكن ياران بابك خرمدين در ارسباران بوده است. در اين كوه ها آثار متعدد قلعه هاي تاريخي و مركز ستاد افشين در برزند و ارشه (ارشق) مشگين شهر، به چشم مي خورد. دره قوبول دره سي، جهتي خاوريباختري داشته و رودهاي كوچك و جويبارهاي متعددي از اين دره به سوي رود قره سو جاري است. دشت گسترده وسيعي به نام لشگرگاه يا ميدان هوشنگ شاه در اين قسمت واقع است كه قطعات سفال شكسته و سنگ چخماق، مربوط به قرون اوليه هزاره اول قبل از ميلاد مسيح، به طور پراكنده در آن ديده مي شود. درسمت جنوب و خاور روستاي چناب، آبكندي عمودي و بلند از فرسايش رودخانه به وجود آمده كه در حدود 2 كيلومتر درازا و بيش از 150 متر ارتفاع دارد. بر بدنه و بالاي اين آبكند، ‌غارهايي موجود است كه به گفته اهالي، ‌يكي از غارها گنجايش دو هزار نفر را دارد. در سمت خاور روستا در پشت آبكند زيارتگاهي به نام جال تالان وجود دارد. در حفاري هاي اين منطقه مجسمه هايي به دست آمده كه اكثرا صورت مردان جنگي را دارند كه دست بر سينه و درحالت عبادت يا خدمت ايستاده اند.

 

مساجد در اهر

مسجد جامع اهر
مسجد جامع اهر در كوچه مسجد جمعه اين شهر واقع شده و منسوب به دوره سلجوقي و اتابكان است. اين مسجد از نظر شيوه معماري و تزيينات از مساجد بسيار زيباي استان مي باشد. در ورودي مسجد طاق نماي آجري و ازاره معمولي دارد. بر بالاي آن لوحه ها و در لچك هاي آن پنچ گل نقش بسته است. سنگ نبشته بالاي سر در حاوي تاريخ و نام باني آن مي باشد.
مسجد جامع خروانق اهر
اين بنا در روستاي خروانق در 45 کيلومتري شهر ورزقان– از توابع آذربايجان خاوري – واقع است. بناي اصلي مسجد به سده هاي ششم و هفتم هجري منسوب مي باشد که در دوره قاجاريه مرمت و تعمير شده است. درازاي اين مسجد 60/19 متر و پهناي آن 80 /13 متر و قطر گنبد اصلي آن 8/5 متر است. فضاي زير گنبد از پنجره هاي ديوار خاوري نور مي گيرد. در بخش شمالي بنا که مقطعي صليب وار دارد سکوي مرتفعي است که ازطريق پلکاني که از مدخل ديوار شمالي شروع مي شود، قابل دسترسي است. در اصل، تنها مدخل فضاي زير گنبد، از طريق ايوان بوده که بعد ها با برش مورب گوشه شمالي ديوار راهروي ديگري به اين فضا باز کرده اند. در شمال گنبد خانه، اتاق طويلي با در گنبد، طاق نما و پنجره هاي باريک وجود دارد که تنها از طريق مدخل شمالي مي توان به آن وارد شد. گمان مي رود که اين فضا به نمازخانه بانوان يا قرائت قرآن اختصاص داشته است. ظاهرا بناي فعلي مسجد در دوره شاه صفي (در عهد صفوي) احداث و در دوره قاجار تعمير شده باشد. در اين مسجد دو کبيته نيز وجود دارد.
بقعه شيخ شهاب الدين
شهر تاريخي و زيباي اهر، به نام مدفن عارف بزگوار شيخ شهاب الدين اهري، درتاريخ معروف و مشهور است. بقعه اين عارف نام دار در بخش جنوبي اهر در محوطه بسيار با صفايي كه گردشگاه اهالي اين شهر مي باشد، بنا شده است. بقعه شيخ شهاب الدين داراي يك ايوان بزرگ، دو مناره بلند، دو ايوان كوچك و مسجد بزرگ و خانقاه معروف به قوشخانه و اتاق هاي كوچك دراطراف بقعه، همين طور چيني خانه يا چله خانه و مسجد كوچك مي باشد. در صحن اين بقعه كه با حصارهاي سنگي بسيار زيبايي محصور شده آرامگاه شيخ بزرگوار قرار دارد. در داخل مسجد كوچك در ضلع جنوبي آن دستخط شيخ بهايي محمد عاملي به چشم مي خورد كه تاريخ آن مربوط به سال 1018 هجري قمري است. تاريخ بناي بقعه را به دوره صفويه نسبت مي دهند. بناي مقبره و مسجد شيخ شهاب الدين در مقايسه با بقعه شيخ امين الدين جبراييل در كلخوران اردبيل استادانه تر است. در واقع گچبري، معماري و نقاشي مسجد شيخ شهاب الدين حد كمال اين هنر را مي رساند. شباهت معماري دو بنا به علت همزمان بودن آنهاست و هر دو نيز به امر شاه عباس صفوي ساخته شد. شيخ شهاب الدين اهري از عرفاي مشهور قرن هفتم هجري است كه در اين مكان به هدايت و ارشاد طالبان حق و طريقت پرداخته و به درجه قطب نايل گرديده است. شيخ شهاب الدين داراي مذهب شيعه اثني عشري از سلسله مباركه طريقت ذهبيه بوده و طريقت خود او شهابيه نام داشته است. مرحوم سيد ابوالقاسم نباتي (مجنون شاه قراجه داغي) در سال 1250 هجري قمري در تعريف اهر و بقعه شيخ شهاب الدين اهري چنين سرود:
اي خوشا خاك قراداغ كه خلدآيين است
منظر ماه و ملك مهبط حورالعين است
عرش با آن عظمت سجده كند بر خاكش
زانكه آرامگه شيخ شهاب الدين است

 

تپه هاي باستاني در اهر

لاري تپه اهر
اين تپه در روستاي قلعه لر در 8 كيلومتري جاده اهر به تبريز واقع مي باشد.
تپه باستاني غامال تپه سي اهر
در قريه شكرلو در 30 كيلومتري شمال باختري هوراند و در كناره خاوري رودخانه جين سو واقع شده است. اين تپه به دوره اشكانيان و قرون اوليه اسلام منسوب مي باشد.
تپه باستاني كرنالو اهر
اين تپه در روستاي كرنالوي اهر قرار دارد.
تپه باستاني برمس اهر
اين تپه در روستاي برمس اهر واقع مي باشد.
تپه نقاره اهر
در جنوب خاوري دهكده نقاره اهر واقع بوده و به دوره اشكاني و اوايل دوران اسلامي مربوط است.
هاچا تپه سي اهر
در 21 كيلومتري خاور اهر واقع بوده و به دوره اشكاني و اسلامي مربوط مي باشد.
قره تپه اهر
در روستاي علي آباد واقع بوده و به هزاره اول قبل از ميلاد مربوط است.
تپه باستاني رواسجان اهر
در روستاي رواسجان، در 10 كيلومتري باختر اهر واقع است.
مطلب تپه سي اهر
مربوط به دوره اشكاني و اوايل اسلام بوده و در كناره خاوري جين سو و روستاي شكرلو واقع شده است

 

سنگ نبشته ها و کتيبه ها

سنگ نبشته سقندل اهر
اين كتيبه در كوهي به نام زاعي يا قيه در دو كيلومتري خاور ورزقان از توابع اهر قرار دارد. درازاي آن 115 و پهناي آن 47 سانتي متر و مشتمل بر 10 سطر است. اين كتيبه را محمد جواد مشكور كشف كرد و درسال 1330 شمسي آن را به جهانيان شناساند. همين كتيبه را بعدها دانشمند اوراتوشناس گرجي به نام مليكشويلي از روي عكس آن خواند و نتيجه پژوهش خود را در اين باره در سال 1960 انتشار داد. اين كتيبه به ساردوي دوم (33-750 ق. م) پسر آرگيشتي اول تعلق دارد و در آن از حمله به ناحيه كوهستاني پولو آدري و گشودن 21 دژ و تصرف 45 يا 44 شهر در يك روز، سخن مي رود. مليكشويلي حدس زده است كه پولو آدري محل زندگي يك طايفه كوه نشين در شمال آذربايجان ايران بوده و كتيبه به حوادث سال هاي 45- 747 قبل از ميلاد مربوط مي شود.

 

رباط ها و کاروانسراها

رباط شاه عباسي گويجه بيل اهر
گردنه گويجه بيل در 93 كيلومتري تبريز و 24 كيلومتري اهر قرار دارد. در اين ناحيه دو كاروان سراي قديمي وجود دارد كه در زمستان ها مورد استفاده كاروانيان قرار مي گرفت. در مسير تبريز به اهر ابتدا به كاروان سراي علياي گردنه بر مي خوريم كه به فاصله 3 كيلومتر از ابتداي گردنه ساخته شده است. محل بناي كاروان سرا، دامنه كوه در جايي واقع مي باشد كه كم تر در معرض كولاك برف و طوفان ها قرار مي گيرد. حجم بنا 21× 30 متر، سقف تمام حجره ها ضربي آجري و از نوع مدور در پنج رديف ساخته شده است. كاروان سراي دوم (سفلي) به فاصله 7 كيلومتر از كاروانسراي عليا در محوطه اي مسطح و مشرف به رودخانه قرار دارد. اين كاروانسرا محوطه بزرگ تر و گسترده تري را در بر گرفته و از دو بخش، شامل حياط و قسمت مسقف كه داراي حجرات متعددي مي باشد، تشكيل شده است. مصالح ساختماني اين كاروانسرا مانند كاروانسراي علياي گردنه است. نوع بنا و سبك معماري آن نشان مي دهد كه هر دو هم زمان ساخته شده اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:11  توسط امید سلیمانی  | 

بستان آباد

شهرستان بستان آباد در محل شهر باستاني و گمشده «اوجان» بنا شده است. بستان آباد از کشاورزي و دام داري نسبتا" خوبي برخوردار است و اهالي اين منطقه اغلب به شغل هاي کشاورزي و دام داري اشتغال دارند. برخي صنايع نيز در اين منطقه ايجاد شده است. بستان آباد از روزگار كهن همواره به واسطه چشمه هاي آب معدني مورد توجه و مشهور بوده همه ساله تعداد بسياري از مردم ايران براي استفاده از آب هاي معدني به اين خطه مي آيند. آب گرم معدني بستان آباد، کوه هاي بزغوش، غارآق بولاق و برکه قوري گل از جاذبه هاي طبيعي شهرستان بستان آباد به شمار مي آيند. شهرستان بستان آباد گونه هاي مختلفي از حيات وحش را در خود جاي داده است. اين گونه ها شامل پستانداران، پرندگان وآبزيان است.گرگ، روباه، خرگوش، شغال و گرگ، چيل، لك لك، لاشخور، سار، تيهو و چلچله از اعضاي حيات وحش اين منطقه به شمار مي روند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:10  توسط امید سلیمانی  | 

تاريخ تبريز

خاورشناس فقيد ولاديمير مينورسکي مي نويسد: " سارگن دوم در سال 714 قبل از ميلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفري به شمال غربي ايران کرد. از ناحيه سليمانيه کنوني (واقع در کردستان عراق) داخل کردستان مکري شد، از پارسوا parsua (پسه کنوني) و ساحل جنوبي درياچه اروميه گذشت، از سوي شرقي درياچه به راه خود ادامه داد و پس ازپشت سر گذاشتن "اوشکايا" (اسکوي کنوني) قلعه "تارومي" يا "تاروئي" و "ترماکيس" را گشود. بعيد نيست يکي از اين دو کلمه نام قديمي تبريز کنوني باشد." در اوايل ظهور اسلام و در حمله اعراب به آذربايجان نامي از تبريز ديده نمي‌شود، تنها اشاره مستند مربوط به زمان سلسله رواديان است که در زمان خلافت متوکل عباسي، رواد ازدي و فرزندانش، تبريز رو به آبادي نهاد و دور شهر رابارو کشيدند. در قرن چهارم هجري ياقوت حموي تبريز را مشهورترين شهر آذربايجان مي خواند. ابو حوقل در367 و ابن مسکويه در 421 و ناصر خسرو در 438 تبريز را بزرگترين و آبادترين شهر آذربايجان مي خوانند. در سال 618 لشگر مغول به پشت دروازه‌هاي تبريز مي رسند، اما تدبير بزرگان شهر تبريز را از حمله مغولان مصون نگه مي دارد و مردم تبريز با بذل مال شهر را از کشتار و ويراني رها مي سازند. اين اتفاق سه بار تکرار مي‌شود ودر هر سه بار مردم متمول تبريز همان تدبير را به کار مي بندند تا اين که د رسال 638 هجري قمري مغول‌ها به سراسر آذربايجان مسلط مي‌شوندتا اين زمان مردم تبريز به زبان آذري سخن ميگفتند مغولها زبان ترکي را به آذربايجان وارد کردند و تبريز را پايتخت خود قرار مي دهند که در زمان غازان خان تبريز شکوه ويژه‌اي مي يابد. شنب غازان خان با ابهت تاريخي اش چشم‌ها را خيره مي سازد، خواجه رشيدالدين فضل‌الله وزير ايلخانيان ربع رشيدي را بنياد مي نهد که در زمان خود عظيم ترين مرکز علمي و فرهنگي به شمار مي‌رود و از آن همه مجد و عظمت اينک ويرانه‌هاي از برج‌هاي ربع رشيدي در ميان محله‌اي باقي مانده است. مبدا نهضت تنباکو تبريز بود و در پي آن ميرزاي شيرازي فتواي معروف خود را صادر کرد. تبريز در جنبش مشروطه نقشي مهم داشت و دليري و فداکاري کساني چون ستارخان سردار ملي، باقر خان سالار ملي، ثقه الاسلام، شيخ محمد خياباني، علي مسيو، حسين خان باغبان به پيروزي جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد. در 1324 فرقه دموکرات آذربايجان سعي در برپائي حکومتي مستقل از دولت مرکزي ايران کرد و تبريز در حکم پايتخت اين حکومت بود. تبريز در نهضت ملي نفت يکي از ارکان حرکت‌هاي آن زمان در سراسر کشور به شمار مي رفت. در نهضت 15 خرداد سال 1342 نيز بازاريان تبريز با بستن بازار و خطباي تبريز باايراد سخنراني‌هاي مهم و پخش شب نامه‌ها شرکت داشتند. در 29 بهمن سال 56 مردم تبريز بر عليه رژيم شاهنشاهي قيام کردند.
:
مکان هاي تاريخي:
ارگ تبريز
ربع رشيدي
برج آتش‌نشاني
بازار تبريز
بناي شهرداري تبريز
بناي ائل گلي
موزه مشروطيت
موزه آذربايجان
دبيرستان فردوسي تبريز
مسجد جامع تبريز
مسجد کبود
مقبرةالشعرا

 

بازار تبريز

بازارتبريز يکي ازشاهکارهاي معماري ايراني است و طاقها وگنبدهاي مقرنس بلندي دارد که اگر بي نظير نباشند دست کم، کم نظير و اعجاب آفرينند. سبک معماري، آرايش مغازه ها، کثرت تيمچه ها، انواع مشاغل و وجود بسياري مدرسه و مسجد که در کنار سرايهاي بازرگاني قرار گرفته و غالبشان حيثيت تاريخي دارند آنرا نمونهء عالي يک محيط تجارت و زندگي اسلامي و شرقي به شمار مي آورد. تبريز به علت قرار گرفتن در سر راه شرق و غرب از بدو آبادي و آمدن به صورت يک شهر بزرگ، مرکز مبادلهء کالاهاي بازرگاني کشورهاي اروپائي و آسيائي بوده و خود نيز بنا به مقتضيات جغرافيائي محصولات کشاورزي و صنعتي فراوان داشته که به ا قصي نقاط دنياي آنروز صادر مي‌شده و اين معاملات ايجاب مي کرده که بازارها و مراکزي براي مبادله و فروش کالاهاي گوناگون شرقي و غربي داشته باشد. بسياري از موٌرخان و جغرافي نويسان و جهانگردان در بارهء کالاها و وضع بازرگاني و بازارهاي تبريز نوشته اند. راسته‌هاي معروف بازار تبريز عبارتند از: بازارامير، بازارکفاشان، بازار حرمخانه، راسته بازار، يمني دوز بازار، بازار حلاجان، قيز بستي بازار، بازار سرا جان، راستهء کهنه يا قديم، بازار کلاهدوزان، دلاله زن بازار، بازار صادقيه، بازارمسگران، بازار حاج محمد حسين، بازارمشير، بازارچهء شتربان، بازار صفي، بازار مير ابوالحسن، بازار شيشه گر خانه، رنگلي بازارچه (بازارچهء رنگي)، بازارچهء خيابان و چند بازار داير و مرتب ديگر. بزرگترين گنبد بازار، گنبد تيمچهء مظفريه است. در همهء اين بازارها تيمچه‌ها و سراي‌ها و چهارسوهايي هست که حجرات و مغازه‌هاي آنها مرکز عمده فروشي اجناس گوناگون داخلي و خارجي است. اغلب تيمچه‌ها و سراي‌ها سه طبقه‌اند، طبقهء زيرين مخصوص نگهداري کالا يا به عبارت ديگر انبار مال التجاره است، طبقهء دوم تجارتخانه و محل کار و طبقهء سوم بيتوته و استراحت، اگر چه اکنون اکثر حجرات طبقهء سوم تيمچه‌ها و سرايها نيز مبدل به دفتر کار بازرگان شده است اما سابقاً که وسائل نقليه بازرگانان اين گونه فراهم نبود، بازرگانان ناچار بودند هميشه نماينده‌اي براي خريد و فروش کالا در محل داشته باشند آن نماينده در اطاق فوقاني تجارتخانهء خود بيتوته مي کرد. يعني اين سرايها و تيمچه‌ها هم محل کار آنها بودند و هم محل اقامت و استراحتشان.

 

عمارت ائل گولي تبريز

شاه گلي (استخر شاه) سابق و ايل گلي (استخر مردم) فعلي از گردشگاه‌هاي زيبا و دلکش است که در جنوب شرقي تبريز، بر دامنه تپه‌اي واقع شده است. مساحت استخر بزرگ ائل گلي 54675 متر مربع مي باشد. در جنوب آن تپه‌اي است که آن را از بالا تا پايين همسطح استخر پله بندي کرده و نهر آبي از آن به طرف پايين روان است. از سمت جنوبي و از وسط استخر خياباني کشيده شده که استخر را به صورت شبه جزيره‌اي درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه‌اي ساخته شده است. در پيرامون استخر از روزگاران قديم، درختان کهنسالي سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زيبايي آن محوطه مي افزايد. تمام تپه‌هاي جنوبي استخر به شکل بسيار زيبايي چمنکاري و گلکاري شده در روزهاي گرم تابستان استراحتگاه مردم تبريز و مسافران ساير شهرها مي باشد. نادر ميرزاي قاجار مي نويسد: «اين آبگير در اوايل حکومت قاجار ملک يک سلسله از سادات تبريز و انباشته از خاک و ريگ بود. قهرمان ميرزا پسر هشتم عباس ميرزا نايب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربايجان بود، آن ملک را در مقابل سالي سي و پنج خروار غله بخريد. سپس در آبادي و عمران آن همت گماشت». و از اعتمادالسلطنه نقل است که: «عمارت درياچه عبارت از کلاه فرنگي دو طبقه بسيار آبادي است و بزرگي اين درياچه به درجه‌اي است که به قدر دو آسيا سنگ آب در آن وارد مي‌شود ولي مدت شش ماه از آب پر مي‌گردد.» در مورد تاريخ بناي اين عمارت اطلاعات مستندي در دست نيست. در بهار سال 1309، که هنوز استخر و طبقهء پائين عمارت آن باقي بود از طرف شهرداري تبريز تعمير گرديد و از اواخر ارديبهشت ماه به صورت گردشگاه عمومي شهر در آمد. عمارت فوق در سال 1346 به علت کثرت رطوبت و فرسودگي تخريب شده و به جاي آن در سال 1349 بناي عمارت زيباي دو طبقه‌اي با همان طرح قبلي ساخته شد. در روزهاي پيروزي انقلاب اين بنا تعطيل شد ولي در سال‌هاي اخير مجدداً بازگشايي و مورد بهره برداري قرار گرفته است.

 

موزه مشروطيت تبريز

خانه کوزه کناني‌ها که بعدها براي زنده نگهداري خاطرات نهفته درآن "خانه مشروطيت" ناميده شد.درسال 1247 شمسي توسط حاج مهدي کوزه کناني (ابوالمله) بنا نهاده شد. به سبب موقعيت ويژه اين خانه در جوار بازار قديمي تبريز و مرکز بافت قديم شهر و شور و علاقه بانيان به نهضت مشروطه، اين خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبديل گشته و تصميمات بسيار مهمي درآن اتخاذ شده است. غيراز بارعظيم تاريخي، خانه مشروطيت از ويژگي‌هاي معماري ايراني نيز بهره دارد و به همين لحاظ د رسال 1354 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. اين خانه در محله قديمي "راسته کوچه" تبريز واقع شده و اينک به عنوان موزه مشروطيت و مرکز اداري ميراث فرهنگي استان از آن استفاده مي‌شود.

 

مسجدجامع تبريز

مسجد جامع تبريز از بناهاي تاريخي شهر تبريز است. اين مسجد که در کتاب‌هاي تاريخي ازآن به عنوان "جامع کبير" نيز نام برده شده، هميشه مسجد جامع شهر تبريز بوده و بازار گرداگرد آن شکل گرفته است. قديمي ترين بخش آن شبستان وسيعي است از تاق وگنبدهايي که بر فراز ستون‌هاي هشت گوش آجري که زينت بخش آن گچبري‌هاي ظريف و هنرمندانه دوره رواديان (مقارن سلجوقيان) است بنا شده است. مسجدجامع در دوره ايلخانان مغول مورد توجه و تعمير بوده و بخش‌هائي به آن افزوده شده است. محراب رفيع گچبري باقيمانده فعلي يادگار آن دوره است. دردوره حکومت آق قويونلويان در آذربايجان گنبد ي رفيع مزين به انواع کاشيکاري‌هاي معرق به وسيله سلجوق شاه بيگم زن اوزون حسن در بخش شمالي آن احداث شده که هنوز هم پايه‌ها و گوشه‌هايي از کاشيکارهاي آن باقيمانده است. در زلزله سال 1193 هجري قمري که بسياري از بناهاي تبريز آسيب ديد، اين مسجد نيز از خرابي مصون نماند. مسجد فعلي با پايه‌هاي متين و پوشش طاق و چشمه بعد از زلزله در اوايل حکومت قاجار و توسط حسينقلي خان دنبلي حاکم وقت بنا شده است که از آثار خوب قاجاري مي باشد

 

مسجدکبود تبريز

مسجد کبود (به ترکي: گوي مچيد)، يا مسجد جهانشاه، از بناهاي تاريخي زيباي تبريز است. اين مسجد بنا به کتيبه سردر آن در سال 870 هجري قمري و در زمان سلطان جهانشاه مقتدرترين حکمران سلسله قره‌قويونلو که خود زيبا پسند و شاعر بوده و "حقيقي" تخلص مي‌کرده، بنا شده است. تنوع و ظرافت کاشيکاري و انواع خطوط به کار رفته در آن و همچنين زيبايي و هماهنگي رنگ‌ها سبب شده است که به "فيروزه اسلام" شهرت يابد. کتيبه‌هاي سردر مسجد به خط نعمت‌الله البواب خوشنويس مشهور سده نهم است و سرکاري و نظارت بر ساخت آن با عزالدين بن ملک قاپوچي بوده است. زلزله سال 1193 هجري قمري آسيب فراوان به مسجد زد و گنبدهاي آن فرو ريخت. با اين‌که امروز از اين مجموعه زيبا جز سردري شکسته و چند پايه باقي نمانده است ولي بايد گفت "...که با شکستگي ارزد به صد هزار درست". تعميرات و دوباره‌سازي مسجد به منظور حفاظت و بازسازي بخش‌هاي باقيمانده شامل طاق‌ها و پايه‌ها از سال 1318 آغاز شده است و هنوز ادامه دارد

 

مقبراه الشعرا تبريز

يکي از جذاب‌ترين و مهم‌ترين اماکن شهر تبريز مقبرةالشعرا در محله‌ي سرخاب است که محل دفن ده‌ها تن از عرفا، دانشمندان و اديبان نام‌آور اين مرز و بوم است. معروفترين آرميدگان مقبرةالشعرا به شرح زير مي باشند اسدي طوسي، قطران تبريزي، مجيرالدين بيلقاني، خاقاني شيرواني، ظهيرالدين فارابي، شاپور نيشاپوري، شمس الدين سجاسي، ذولفقار شرواني، همام تبريزي، ماني شيرازي، شکيبي تبريزي. از واپسين مشاهيري که در اين مقبره دفن شدند، ثقةالاسلام شهيد از شهداي والا مقام صدر مشروطيت و محمد حسين شهريار شاعر نامدار معاصر ايران است

 

برج خلعت پوشان تبريز

در ده کيلومتري شرق تبريز در روستاي کرگج از دهستان باسْمَنج برج آجري بلندي وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف شده است. اين ساختمان از آثار دوران صفوي مي باشد و در دوره قاجار نيز در اين بنا خلعت اعطائي پادشاهان ايران بر دوش فرمانداران و خدمتگزاران محل انداخته مي شد. اين برج داراي شانزده پهلو و سه طبقه است. طبقه سوم برج فاقد سقف بوده و بالاي ديوار آن کنگره دندانه‌اي ساخته شده است که در آيينهاي ويژه از آنها استفاده ميشده است. سر جان مالکُلم در کتاب خود بنام تاريخ ايران مينويسد: «چون وضع حکومت چيره بر ايران چنان است که ميبايست در هر امري ملاحظه شئونات سلطنت بشود بسياري از آيينها در ايران از اين سبب رواج يافته است. هر چيز که نام پادشاهي بر آنست يا از آن شاه است بايد با احترام و آزرم با آن عمل نمايند و به گونه ويژه‌اي اداي لوازم آداب کنند، براي نمونه اگر خلعتي از سوي پادشاه به حکام بلد يا کسي ديگر حتي شاهزادگان خانواده پادشاهي فرستاده شود بايد به مسافت چند ميل به پيشواز آن رفته با سپاسگذاري بسيار خلعت را بپوشد آن گونه که هر استان حاکم نشيني جاي ويژه‌اي در بيرون شهر دارد که آن را خلعت پوشان گويند. خلعت پوشان معمولاً چهار ميل از شهر بيرون است.» کرگج نام روستايي است از دهستان باسْمَنج تبريز واقع در استان آذربايجان شرقي ايران. در اين روستا که در ده کيلومتري شرق تبريز قرار دارد برجي تاريخي از آجر وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف است.
از ديگر نقاط ديدني شهر تبريز موزه آذربايجان را بايد نام برد . اين موزه درمساحتي قريب به 3000 متر مربع درسال 1341 مورد بهره برداري قرار گرفته است و مشتمل بر3 سالن نمايش 2300 قطعه شيء ثبت شده مي باشد . آثار به نمايش گذاشته شامل اشياء باستاني از دوران هاي مختلف تاريخي ، آثار مردم شناسي و آثار مشروطيت مي باشد. اين موزه در جنب مسجد کبود واقع شده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:9  توسط امید سلیمانی  |