تبليغاتX
کپى
محتواسازی مفید

نگاهي کوتاه به شهرستان جلفا

جلفا يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود که در ناحيه ي شمال اين استان واقع شده است. آبشار آسياب خرابه که يكي از زيباترين مناطق ديدني آذربايجان شرقي است و رودخانه ارس با دره زيباي آن از جاذبه هاي طبيعي شهرستان جلفا به شمار مي آيند. كليساي سن استپانوس که از مهم ترين و جالب ترين آثار تاريخي و معماري و زيارتگاه ارامنه است، نيز در محدوده ي جغرافيايي اين شهرستان قرار گرفته است . هم چنين کاروان سراي شاه عباسي که يادگار دوران صفويه است و قلعه هاي قديمي به همراه تپه و پل هاي تاريخي از ديگر جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان به شمار مي آيند. جلفا از نظر بافت اجتماعي منطقه اي کارگري است و همه گونه خدمات عمومي در اين منطقه يافت مي شود. وجود گمرک مرزي ايران و جمهوري آذربايجان و مبادله كالا و مسافر سبب جذب جمعيت فعال به جلفا شده و اين منطقه را به ناحيه اي مهاجر پذير تبديل کرده است. از طريق گمرک جلفا؛ بسياري از محصولات مورد نياز کشور؛ مانند: كاغذ، انواع كود شيميايي، مواد اوليه پلاستيكي، نخ ابريشم مصنوعي،‌ قطعات موتور كاميون و امثال آن به ايران وارد و محصولاتي از قبيل خشكبار، قالي و گليم صادر مي شود.

 

کليسا در شهرستان جلفا

كليساي سن استپانوس (خارابا كليسا) جلفا
جلفا يكي از جالب ترين آثار تاريخي و معماري را به نام كليساي سن استپانوس (خرابا كليسا) كه مورد توجه و زيارتگاه ارامنه مي باشد، در خود جاي داده است. بناي اين كليسا در باختر جلفا درميان كوه هاي بسيار مرتفعي به نام شام قرار دارد. كليساي سن استپانوس يكي از كليساهاي با عظمتي است كه بين قرن هاي چهارم تا ششم هجري (10 تا 12 م) ساخته شده است. اين كليسا در 16 كيلومتري باختر جلفا در دره اي سرسبز و خرم معروف به دره شام (داراشامب) بر يك بلندي بنا شده است. سبك معماري آن آميزه اي از شيوه هاي معماري اوارتو، اشكاني، يوناني و رومي است كه بعد از ساخت بناهاي شگرف اچميادزين، طاديوس، آختامار و استپانوس اين تداخل سبك ها، به نام سبك و شيوه ارمني مشهور شد. درباره تاريخ بناي اين كليسا كه يكي از شاهكارهاي معماري شمال باختر ايران محسوب مي شود، مطالب مختلفي نوشته شده است. عده اي بدون توجه به وقايع تاريخي و تاريخ تطور شيوه هاي معماري، بناي آن را تا نخستين سده هاي مسحيت پيش برده و عده اي نيز زمان بناي آن را به اواسط سلطنت صفويه نسبت داده اند. در صورتي كه از قراين تاريخي اين طور برمي آيد كه شيوه بنا، مصالح ساختماني، تزئينات هنري و مقتضياتي كه اين بنا را به وجود آورده اند، همه گواهي مي دهند كه بناي اين كليسا همانند و هم زمان با كليساهاي آختامار و طاطائوس احداث شده است. صدها سنگ نبشته به زبان ارمني در داخل و خارج بنا نصب شده كه اگر اين سنگ نبشته ها به زبان فارسي ترجمه گردد، باني، معمار و تاريخ بناي كليسا و حتي قسمت هايي از گوشه هاي تاريك قومي كه در اين سرزمين به سر مي بردند روشن خواهد شد. به علت زمستان هاي سخت منطقه و كوچ ارامنه از جلفاي آذربايجان، كليساي سن استپانوس از رونق افتاده و در معرض انهدام قرار دارد و به همين جهت بين مردم به خارابا كليسا يا كليساي خرابه معروف شده است

 

پلها در شهرستان جلفا

پل شاه عباسي جلفا
در 12 کيلومتري جلفا و مجاور پاسگاه ژاندارمري شاه عباسي، پل تاريخي بر روي رودخانه ارس وجود دارد که دو سوم آن ويران شده و فقط دو جناح شمالي و جنوبي آن باقي مانده است. اين پل در قسمت خاوري پاسگاه و درست در جنوب دهکده قديمي جلفا (که اينک در خاک روسيه قرار دارد) روبروي آن ساخته شده است. اين پل از يادگارهاي جالب شاه عباس صفوي و در زمره بناهاي متعدد و عام المنفعه است. قسمتي از پل در خاک روسيه و قسمتي در خاک ايران واقع است. ارتفاع پايه جنوبي آن که از سنگ هاي تراش داده شده بنا گرديده، از سطح رودخانه در حدود 10 متر است. سبک بناي پل کاملا شبيه به ديگر ساختمان هاي سنگي دوره صفوي مي باشد. قسمتي از زايده جنوبي پل که در خاک ايران قرار دارد نشان مي دهد که پل عريضي بوده و پهناي آن به 8 متر بالغ مي شده است. مي توان حدس زد که پل در شکل اصلي خود پنج چشمه داشته که به کلي از بين رفته است.

 

تپه ها در شهرستان جلفا

تپه آتشکده (تپه گرگر) جلفا
اين تپه در دهستان گرگر در44 کيلومتري شمال مرند و 120 کيلو متري شمال باختري تبريز واقع شده است. در اين تپه نمونه هايي از سفال مربوط به دوره پارتي و سکه هايي از دوره اشکاني به دست آمده است. در طبقات بالاي تپه مقدار زيادي سفال اسلامي نيز مشاهده شده که نشان مي دهد در دوره هاي ا سلامي نيز اين تپه مسکوني بوده است. در هر حال تپه گرگر يا تپه آتشکده به ارتفاع 20 متر و قطر تقريبي 150 متر در زمره تپه هاي غني و سرشار باستاني به شمار مي رود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:13  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به اسکو

اسكو از قديمي ترين و مهم ترين شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است. كشاورزي، باغ داري، تهيه و توليد فرآورده هاي كشاورزي و ميوه و خشكبار از مهم ترين منابع درآمدي مردم اين ناحيه است. مردم اسكو؛ علاوه بر كشاوزي، باغ داري و دام داري، به كارهاي داد و ستد، خدمات دولتي، کارگري و كارمندي نيز اشتغال دارند. ابريشم بافي اسكو؛ از اهميت فراواني برخوردار بوده و پارچه هاي اين ناحيه، در ميان زنان شاهسون طرف داران بسياري دارد. درياچه اروميه، دره ي زيباي اسکو و روستاي تاريخي کندوان شهرستان اسکو را از نظر جاذبه هاي گردشگري داراي اهميت کرده است هم چنين مسجدجامع اسکو که مهم ترين بناي معماري – مذهبي منطقه است، در کنار امام زاده ها و گورستان هاي قديمي؛ ديگر جاذبه هاي تاريخي و معماري آذرشهر را تشکيل مي دهند.

 

مکان هاي ديدني و تاريخي اسکو

درياچه اروميه، دره ي اسکو و روستاي کندوان به همراه مسجدجامع اسکو از مهم ترين جاذبه هاي طبيعي و تاريخي شهرستان اسکو به شمارمي آيند. امام زاده ها و گورستان هاي قديمي نيز از ديگر مکان هاي ديدني منطقه محسوب مي شوند.

 

کشاورزي و دام داري اسکو

کشاورزي، باغ داري و تهيه و توليد فرآورده هاي كشاورزي و ميوه و خشكبار از مهم ترين منابع درآمد مردم اين ناحيه است. فرآورده هاي كشاورزي شهرستان اسكو شامل: گندم و جو، بنشن، نباتات علوفه اي، تره بار، سيب درختي، گلابي، انگور، گوجه سبز، گيلاس، زرد آلو، گردو و بادام مي شود. آب كشاورزي منطقه از چشمه ها، چاه عميق، رودخانه و كاريز تامين مي شود. از نظر كشاورزي اسكو از رونق خاصي برخوردار است و نوع كشت آن آبي و ديمي است.به واسطه ي مراتع سبز و خرم اسكو و قرار گرفتن اسكو در دامنه رشته كوه هاي سهند باختري و سلطان داغي و ارشد داغي اين منطقه از مراتع بسيار خوبي برخوردار است و دام داري در آن رونق فراوان دارد. زنبورداري نيز در اين منطقه داراي ارزش اقتصادي بسيار است.

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي اسکو

محققان اسكو را با اوشكاياي كهن يكي مي دانند. چنان كه از ماخذ آشوري بر مي آيد اوشكايا شهري داراي قلعه بوده كه در خاور درياچه اروميه و در دامنه كوه سهند قرار داشته است. محققان معتقدند كه جايي به نام اوشكايا در ناحيه خورخور كه در كتيبه آرگيشتي اول در شرح لشكركشي سال دهم وي ( 777 ق. م ) آمده است، همان اوشكايا در ماخذ آشوري است. اسكو از قديمي ترين و مهم ترين شهرستان هاي آذربايجان شرقي است. كهن ترين ماخذي كه نام اسكو (اسكويه) در آن آمده؛ شايد كتيبه سارگن دوم پادشاه آشور باشد. اسكوي كنوني در دامنه هاي باختري كوه سهند، ‌قلعه ي مرزي اورارتوها بود. حمدلله مستوفي در قرن هشتم اسكويه يا اسكو را يكي از روستاهاي بزرگ ناحيه باويل رودگفته است. براساس سنگ نبشته هاي متعلق به شاه آشور سارگن دوم در جريان حمله وي به حدود اورارتو، اشكايا كه در آن هنگام دژ مرزي اورارتو بود، بدون پيكار به تصرف آشوريان درآمدند و با شمار ديگري از روستاهاي پيرامون آن به آتش كشيده شد. پس از آن ديگر نامي از اوشكايا در منابع ديده نمي شود. در دوره ي اسلامي حمدلله مستوفي از آن با عنوان يكي از آبادي هاي بزرگ ناحيه و در عالم آراي نادري اسكو از نقاط آباد آذربايجان معرفي شده است. اين منطقه و پيرامونش امروزه يكي از آبادترين مناطق آذربايجان شرقي است

 

جغرافياي اسکو

شهرستان اسکو از شمال به تبريز، از جنوب به آذر شهر، از باختر به دهستان ممقان ايلخچي و كرانه ي خاوري درياچه اروميه و از خاور به روستاهاي حومه و تبريز محدود است. آب و هواي آن در تابستان معتدل و در زمستان سرد و يخ بندان است. شهر اسكو در درازاي خاوري 46 درجه و 07 دقيقه و پهناي شمالي 37 درجه و 55 دقيقه و در ارتفاع 1520 متري از سطح دريا واقع شده است. فاصله اسكو از تبريز مركز استان 34 كيلومتر و خط آهن تبريز– مراغه و تهران از شمال و شمال خاوري دهستان هاي تابعه اسكو مانند ايلخچي و خسرو شهر مي گذرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:13  توسط امید سلیمانی  | 

نگاهي کوتاه به اهر

اهر يکي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است که پيش از اسلام اوزانلار نام داشته و به نام ميمد نيز مشهور است. بعد از ظهور اسلام به نام اهر يا اهريچ خوانده شد كه حاكم نشين قره داغ بود. شهرستان اهر در منطقه اي كشاورزي قرار گرفته و در زمينه ي کشاورزي، دام پروري و باغ داري از امكانات طبيعي و نيروي انساني خوبي برخوردار است. در شهرستان اهر؛ جاذبه هاي طبيعي و تاريخي بااهميتي مي توان ديد. به همين سبب اين شهرستان در صنعت گردشگري نيز ايفاگر نقش قابل توجهي است. بيش تر دره ها و بلندي هاي شهرستان اهر؛ پوشيده از جنگل و مرتع است. جنگل هاي زيباي ارسباران، چشمه هاي آب معدني گازدار عربشاه، آّب معدني مشک عنبر، آب معدني دره آبش احمد و آب معدني آبريس همراه با ساير عوامل طبيعي از جمله رودخانه ارس، دشت اهر و تالاب ها و ارتفاعات منطقه؛ چشم انداز زيبايي از طبيعت شهرستان اهر را به نمايش مي گذارند .
پيشينه ي تاريخي و گذشته ي شهرستان اهر نيز سبب وجود جاذبه هاي معماري و تاريخي چون: تپه هاي باستاني، مساجدقديمي، قلعه ها و کاروان سراهاي تاريخي در منطقه شده است. از جمله مهم ترين مکان هاي تاريخي شهرستان اهر مي توان بازاراهر را که يکي از زيباترين بازارهاي آذربايجان شرقي است، حمام کردشت و بقعه شيخ شهاب الدين اهري را نام برد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي اهر
دژ قوم ماد و رودخانه ارس مرز دولت ماد بود. اهر از شهرهاي قديمي آذربايجان است. اين شهر قبل از اسلام اوزانلار نام داشت و به نام ميمد نيز مشهور بود. بعد از ظهور اسلام به نام اهر يا اهريچ خوانده شد كه حاكم نشين قره داغ بود. در سال 23 هجري قمري در زمان خليفه دوم، قواي اسلام به فرماندهي بكربن عبدالله به اين منطقه دست يافتند. در زمان خلافت عباسيان از سال 200 تا 222 هجري قمري بابك خرمدين در آذربايجان بر عليه خليفه عباسي (معتصم) قيام كرده قريب به 20 سال در مقابل سپاهيان خليفه مقاومت نمود و حماسه ها آفريد. او بزرگ ترين سرداران عرب و سپاهيان اش را كه بيش از 250 هزار نفر بودند نابود كرد. در زمان حكومت شهر ياران گمنام (كنگريان، جستانيان، آل مسافر، رواديان) شهر اهر در رديف سرزمين قهرمانان استقلال طلب ايران بود. پس از حكومت سلجوقيان و خوارزمشاهيان، در زمان اتابكان، شهرستان اهر مركز حكومت اولاد جهان پهلوانان، اتابک آذربايجان بود و تعدادي از آنان به نام مالک اهر در ارسباران حكومت كردند. در زمان حكومت صفويه جنگ سختي بين مردم اهر و ايل بايبوردلو با قشون عثماني در محل معروف به قانلي گول در جنوب اهر اتفاق افتاد. در دوره قاجاريه و جنگ هاي ايران و روس شهر اهر مركز فرماندهي عباس ميرزا نايب السلطنه بود. در سال 1228 قمري در بيماري وباي تبريز كه عده بي شماري تلف شدند، محمد شاه مدتي در اهر اقامت داشت و به امور آذربايجان رسيدگي مي كرد. مظفرالدين شاه قاجار در سفري به ارسباران بعضي مناظر طبيعي اروپا را با نقاط دل انگيز اين منطقه مقايسه كرده است. اين منطقه در برگيرنده ي شهرها، بخش ها و روستاهاي زيادي است و امروزه يکي از آبادترين نواحي استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان اهر در منطقه اي كوهستاني و كشاورزي قرار گرفته است. شهرستان اهر از شمال به کليبر، از جنوب به هريس، از باختر به ورزقان و از خاور به مشکين شهر اردبيل محدود مي شود. مرکز اين شهرستان، شهر اهر است که در درازاي خاوري 47 درجه و 06 دقيقه و در پهناي شمالي 38 درجه و 28 دقيقه و ارتفاع 1341 متري از سطح دريا و در 120 كيلومتري شمال خاوري تبريز و در مسير جاده اصلي تبريز – مشكين شهر قرار گرفته است.
دهستان ديكله اهر
اين دهستان که مركز آن روستاي چناب است و 44 روستاي تابعه دارد از نظر تاريخي داراي اهميت فوق العاده اي مي باشد. چناب در دره اي با صفا قرار دارد و در يك كيلومتري باختر آن در پشت دو كوه سنگي، دره اي تاريخي به نام قوبول دره سي واقع شده كه در مقابل آن كوهستان هشتادسر(هشته سر) قرار گرفته است. كوهستان هشتادسر، مسكن ياران بابك خرمدين در ارسباران بوده است. در اين كوه ها آثار متعدد قلعه هاي تاريخي و مركز ستاد افشين در برزند و ارشه (ارشق) مشگين شهر، به چشم مي خورد. دره قوبول دره سي، جهتي خاوريباختري داشته و رودهاي كوچك و جويبارهاي متعددي از اين دره به سوي رود قره سو جاري است. دشت گسترده وسيعي به نام لشگرگاه يا ميدان هوشنگ شاه در اين قسمت واقع است كه قطعات سفال شكسته و سنگ چخماق، مربوط به قرون اوليه هزاره اول قبل از ميلاد مسيح، به طور پراكنده در آن ديده مي شود. درسمت جنوب و خاور روستاي چناب، آبكندي عمودي و بلند از فرسايش رودخانه به وجود آمده كه در حدود 2 كيلومتر درازا و بيش از 150 متر ارتفاع دارد. بر بدنه و بالاي اين آبكند، ‌غارهايي موجود است كه به گفته اهالي، ‌يكي از غارها گنجايش دو هزار نفر را دارد. در سمت خاور روستا در پشت آبكند زيارتگاهي به نام جال تالان وجود دارد. در حفاري هاي اين منطقه مجسمه هايي به دست آمده كه اكثرا صورت مردان جنگي را دارند كه دست بر سينه و درحالت عبادت يا خدمت ايستاده اند.

 

مساجد در اهر

مسجد جامع اهر
مسجد جامع اهر در كوچه مسجد جمعه اين شهر واقع شده و منسوب به دوره سلجوقي و اتابكان است. اين مسجد از نظر شيوه معماري و تزيينات از مساجد بسيار زيباي استان مي باشد. در ورودي مسجد طاق نماي آجري و ازاره معمولي دارد. بر بالاي آن لوحه ها و در لچك هاي آن پنچ گل نقش بسته است. سنگ نبشته بالاي سر در حاوي تاريخ و نام باني آن مي باشد.
مسجد جامع خروانق اهر
اين بنا در روستاي خروانق در 45 کيلومتري شهر ورزقان– از توابع آذربايجان خاوري – واقع است. بناي اصلي مسجد به سده هاي ششم و هفتم هجري منسوب مي باشد که در دوره قاجاريه مرمت و تعمير شده است. درازاي اين مسجد 60/19 متر و پهناي آن 80 /13 متر و قطر گنبد اصلي آن 8/5 متر است. فضاي زير گنبد از پنجره هاي ديوار خاوري نور مي گيرد. در بخش شمالي بنا که مقطعي صليب وار دارد سکوي مرتفعي است که ازطريق پلکاني که از مدخل ديوار شمالي شروع مي شود، قابل دسترسي است. در اصل، تنها مدخل فضاي زير گنبد، از طريق ايوان بوده که بعد ها با برش مورب گوشه شمالي ديوار راهروي ديگري به اين فضا باز کرده اند. در شمال گنبد خانه، اتاق طويلي با در گنبد، طاق نما و پنجره هاي باريک وجود دارد که تنها از طريق مدخل شمالي مي توان به آن وارد شد. گمان مي رود که اين فضا به نمازخانه بانوان يا قرائت قرآن اختصاص داشته است. ظاهرا بناي فعلي مسجد در دوره شاه صفي (در عهد صفوي) احداث و در دوره قاجار تعمير شده باشد. در اين مسجد دو کبيته نيز وجود دارد.
بقعه شيخ شهاب الدين
شهر تاريخي و زيباي اهر، به نام مدفن عارف بزگوار شيخ شهاب الدين اهري، درتاريخ معروف و مشهور است. بقعه اين عارف نام دار در بخش جنوبي اهر در محوطه بسيار با صفايي كه گردشگاه اهالي اين شهر مي باشد، بنا شده است. بقعه شيخ شهاب الدين داراي يك ايوان بزرگ، دو مناره بلند، دو ايوان كوچك و مسجد بزرگ و خانقاه معروف به قوشخانه و اتاق هاي كوچك دراطراف بقعه، همين طور چيني خانه يا چله خانه و مسجد كوچك مي باشد. در صحن اين بقعه كه با حصارهاي سنگي بسيار زيبايي محصور شده آرامگاه شيخ بزرگوار قرار دارد. در داخل مسجد كوچك در ضلع جنوبي آن دستخط شيخ بهايي محمد عاملي به چشم مي خورد كه تاريخ آن مربوط به سال 1018 هجري قمري است. تاريخ بناي بقعه را به دوره صفويه نسبت مي دهند. بناي مقبره و مسجد شيخ شهاب الدين در مقايسه با بقعه شيخ امين الدين جبراييل در كلخوران اردبيل استادانه تر است. در واقع گچبري، معماري و نقاشي مسجد شيخ شهاب الدين حد كمال اين هنر را مي رساند. شباهت معماري دو بنا به علت همزمان بودن آنهاست و هر دو نيز به امر شاه عباس صفوي ساخته شد. شيخ شهاب الدين اهري از عرفاي مشهور قرن هفتم هجري است كه در اين مكان به هدايت و ارشاد طالبان حق و طريقت پرداخته و به درجه قطب نايل گرديده است. شيخ شهاب الدين داراي مذهب شيعه اثني عشري از سلسله مباركه طريقت ذهبيه بوده و طريقت خود او شهابيه نام داشته است. مرحوم سيد ابوالقاسم نباتي (مجنون شاه قراجه داغي) در سال 1250 هجري قمري در تعريف اهر و بقعه شيخ شهاب الدين اهري چنين سرود:
اي خوشا خاك قراداغ كه خلدآيين است
منظر ماه و ملك مهبط حورالعين است
عرش با آن عظمت سجده كند بر خاكش
زانكه آرامگه شيخ شهاب الدين است

 

تپه هاي باستاني در اهر

لاري تپه اهر
اين تپه در روستاي قلعه لر در 8 كيلومتري جاده اهر به تبريز واقع مي باشد.
تپه باستاني غامال تپه سي اهر
در قريه شكرلو در 30 كيلومتري شمال باختري هوراند و در كناره خاوري رودخانه جين سو واقع شده است. اين تپه به دوره اشكانيان و قرون اوليه اسلام منسوب مي باشد.
تپه باستاني كرنالو اهر
اين تپه در روستاي كرنالوي اهر قرار دارد.
تپه باستاني برمس اهر
اين تپه در روستاي برمس اهر واقع مي باشد.
تپه نقاره اهر
در جنوب خاوري دهكده نقاره اهر واقع بوده و به دوره اشكاني و اوايل دوران اسلامي مربوط است.
هاچا تپه سي اهر
در 21 كيلومتري خاور اهر واقع بوده و به دوره اشكاني و اسلامي مربوط مي باشد.
قره تپه اهر
در روستاي علي آباد واقع بوده و به هزاره اول قبل از ميلاد مربوط است.
تپه باستاني رواسجان اهر
در روستاي رواسجان، در 10 كيلومتري باختر اهر واقع است.
مطلب تپه سي اهر
مربوط به دوره اشكاني و اوايل اسلام بوده و در كناره خاوري جين سو و روستاي شكرلو واقع شده است

 

سنگ نبشته ها و کتيبه ها

سنگ نبشته سقندل اهر
اين كتيبه در كوهي به نام زاعي يا قيه در دو كيلومتري خاور ورزقان از توابع اهر قرار دارد. درازاي آن 115 و پهناي آن 47 سانتي متر و مشتمل بر 10 سطر است. اين كتيبه را محمد جواد مشكور كشف كرد و درسال 1330 شمسي آن را به جهانيان شناساند. همين كتيبه را بعدها دانشمند اوراتوشناس گرجي به نام مليكشويلي از روي عكس آن خواند و نتيجه پژوهش خود را در اين باره در سال 1960 انتشار داد. اين كتيبه به ساردوي دوم (33-750 ق. م) پسر آرگيشتي اول تعلق دارد و در آن از حمله به ناحيه كوهستاني پولو آدري و گشودن 21 دژ و تصرف 45 يا 44 شهر در يك روز، سخن مي رود. مليكشويلي حدس زده است كه پولو آدري محل زندگي يك طايفه كوه نشين در شمال آذربايجان ايران بوده و كتيبه به حوادث سال هاي 45- 747 قبل از ميلاد مربوط مي شود.

 

رباط ها و کاروانسراها

رباط شاه عباسي گويجه بيل اهر
گردنه گويجه بيل در 93 كيلومتري تبريز و 24 كيلومتري اهر قرار دارد. در اين ناحيه دو كاروان سراي قديمي وجود دارد كه در زمستان ها مورد استفاده كاروانيان قرار مي گرفت. در مسير تبريز به اهر ابتدا به كاروان سراي علياي گردنه بر مي خوريم كه به فاصله 3 كيلومتر از ابتداي گردنه ساخته شده است. محل بناي كاروان سرا، دامنه كوه در جايي واقع مي باشد كه كم تر در معرض كولاك برف و طوفان ها قرار مي گيرد. حجم بنا 21× 30 متر، سقف تمام حجره ها ضربي آجري و از نوع مدور در پنج رديف ساخته شده است. كاروان سراي دوم (سفلي) به فاصله 7 كيلومتر از كاروانسراي عليا در محوطه اي مسطح و مشرف به رودخانه قرار دارد. اين كاروانسرا محوطه بزرگ تر و گسترده تري را در بر گرفته و از دو بخش، شامل حياط و قسمت مسقف كه داراي حجرات متعددي مي باشد، تشكيل شده است. مصالح ساختماني اين كاروانسرا مانند كاروانسراي علياي گردنه است. نوع بنا و سبك معماري آن نشان مي دهد كه هر دو هم زمان ساخته شده اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:11  توسط امید سلیمانی  | 

بستان آباد

شهرستان بستان آباد در محل شهر باستاني و گمشده «اوجان» بنا شده است. بستان آباد از کشاورزي و دام داري نسبتا" خوبي برخوردار است و اهالي اين منطقه اغلب به شغل هاي کشاورزي و دام داري اشتغال دارند. برخي صنايع نيز در اين منطقه ايجاد شده است. بستان آباد از روزگار كهن همواره به واسطه چشمه هاي آب معدني مورد توجه و مشهور بوده همه ساله تعداد بسياري از مردم ايران براي استفاده از آب هاي معدني به اين خطه مي آيند. آب گرم معدني بستان آباد، کوه هاي بزغوش، غارآق بولاق و برکه قوري گل از جاذبه هاي طبيعي شهرستان بستان آباد به شمار مي آيند. شهرستان بستان آباد گونه هاي مختلفي از حيات وحش را در خود جاي داده است. اين گونه ها شامل پستانداران، پرندگان وآبزيان است.گرگ، روباه، خرگوش، شغال و گرگ، چيل، لك لك، لاشخور، سار، تيهو و چلچله از اعضاي حيات وحش اين منطقه به شمار مي روند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:10  توسط امید سلیمانی  | 

تاريخ تبريز

خاورشناس فقيد ولاديمير مينورسکي مي نويسد: " سارگن دوم در سال 714 قبل از ميلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفري به شمال غربي ايران کرد. از ناحيه سليمانيه کنوني (واقع در کردستان عراق) داخل کردستان مکري شد، از پارسوا parsua (پسه کنوني) و ساحل جنوبي درياچه اروميه گذشت، از سوي شرقي درياچه به راه خود ادامه داد و پس ازپشت سر گذاشتن "اوشکايا" (اسکوي کنوني) قلعه "تارومي" يا "تاروئي" و "ترماکيس" را گشود. بعيد نيست يکي از اين دو کلمه نام قديمي تبريز کنوني باشد." در اوايل ظهور اسلام و در حمله اعراب به آذربايجان نامي از تبريز ديده نمي‌شود، تنها اشاره مستند مربوط به زمان سلسله رواديان است که در زمان خلافت متوکل عباسي، رواد ازدي و فرزندانش، تبريز رو به آبادي نهاد و دور شهر رابارو کشيدند. در قرن چهارم هجري ياقوت حموي تبريز را مشهورترين شهر آذربايجان مي خواند. ابو حوقل در367 و ابن مسکويه در 421 و ناصر خسرو در 438 تبريز را بزرگترين و آبادترين شهر آذربايجان مي خوانند. در سال 618 لشگر مغول به پشت دروازه‌هاي تبريز مي رسند، اما تدبير بزرگان شهر تبريز را از حمله مغولان مصون نگه مي دارد و مردم تبريز با بذل مال شهر را از کشتار و ويراني رها مي سازند. اين اتفاق سه بار تکرار مي‌شود ودر هر سه بار مردم متمول تبريز همان تدبير را به کار مي بندند تا اين که د رسال 638 هجري قمري مغول‌ها به سراسر آذربايجان مسلط مي‌شوندتا اين زمان مردم تبريز به زبان آذري سخن ميگفتند مغولها زبان ترکي را به آذربايجان وارد کردند و تبريز را پايتخت خود قرار مي دهند که در زمان غازان خان تبريز شکوه ويژه‌اي مي يابد. شنب غازان خان با ابهت تاريخي اش چشم‌ها را خيره مي سازد، خواجه رشيدالدين فضل‌الله وزير ايلخانيان ربع رشيدي را بنياد مي نهد که در زمان خود عظيم ترين مرکز علمي و فرهنگي به شمار مي‌رود و از آن همه مجد و عظمت اينک ويرانه‌هاي از برج‌هاي ربع رشيدي در ميان محله‌اي باقي مانده است. مبدا نهضت تنباکو تبريز بود و در پي آن ميرزاي شيرازي فتواي معروف خود را صادر کرد. تبريز در جنبش مشروطه نقشي مهم داشت و دليري و فداکاري کساني چون ستارخان سردار ملي، باقر خان سالار ملي، ثقه الاسلام، شيخ محمد خياباني، علي مسيو، حسين خان باغبان به پيروزي جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد. در 1324 فرقه دموکرات آذربايجان سعي در برپائي حکومتي مستقل از دولت مرکزي ايران کرد و تبريز در حکم پايتخت اين حکومت بود. تبريز در نهضت ملي نفت يکي از ارکان حرکت‌هاي آن زمان در سراسر کشور به شمار مي رفت. در نهضت 15 خرداد سال 1342 نيز بازاريان تبريز با بستن بازار و خطباي تبريز باايراد سخنراني‌هاي مهم و پخش شب نامه‌ها شرکت داشتند. در 29 بهمن سال 56 مردم تبريز بر عليه رژيم شاهنشاهي قيام کردند.
:
مکان هاي تاريخي:
ارگ تبريز
ربع رشيدي
برج آتش‌نشاني
بازار تبريز
بناي شهرداري تبريز
بناي ائل گلي
موزه مشروطيت
موزه آذربايجان
دبيرستان فردوسي تبريز
مسجد جامع تبريز
مسجد کبود
مقبرةالشعرا

 

بازار تبريز

بازارتبريز يکي ازشاهکارهاي معماري ايراني است و طاقها وگنبدهاي مقرنس بلندي دارد که اگر بي نظير نباشند دست کم، کم نظير و اعجاب آفرينند. سبک معماري، آرايش مغازه ها، کثرت تيمچه ها، انواع مشاغل و وجود بسياري مدرسه و مسجد که در کنار سرايهاي بازرگاني قرار گرفته و غالبشان حيثيت تاريخي دارند آنرا نمونهء عالي يک محيط تجارت و زندگي اسلامي و شرقي به شمار مي آورد. تبريز به علت قرار گرفتن در سر راه شرق و غرب از بدو آبادي و آمدن به صورت يک شهر بزرگ، مرکز مبادلهء کالاهاي بازرگاني کشورهاي اروپائي و آسيائي بوده و خود نيز بنا به مقتضيات جغرافيائي محصولات کشاورزي و صنعتي فراوان داشته که به ا قصي نقاط دنياي آنروز صادر مي‌شده و اين معاملات ايجاب مي کرده که بازارها و مراکزي براي مبادله و فروش کالاهاي گوناگون شرقي و غربي داشته باشد. بسياري از موٌرخان و جغرافي نويسان و جهانگردان در بارهء کالاها و وضع بازرگاني و بازارهاي تبريز نوشته اند. راسته‌هاي معروف بازار تبريز عبارتند از: بازارامير، بازارکفاشان، بازار حرمخانه، راسته بازار، يمني دوز بازار، بازار حلاجان، قيز بستي بازار، بازار سرا جان، راستهء کهنه يا قديم، بازار کلاهدوزان، دلاله زن بازار، بازار صادقيه، بازارمسگران، بازار حاج محمد حسين، بازارمشير، بازارچهء شتربان، بازار صفي، بازار مير ابوالحسن، بازار شيشه گر خانه، رنگلي بازارچه (بازارچهء رنگي)، بازارچهء خيابان و چند بازار داير و مرتب ديگر. بزرگترين گنبد بازار، گنبد تيمچهء مظفريه است. در همهء اين بازارها تيمچه‌ها و سراي‌ها و چهارسوهايي هست که حجرات و مغازه‌هاي آنها مرکز عمده فروشي اجناس گوناگون داخلي و خارجي است. اغلب تيمچه‌ها و سراي‌ها سه طبقه‌اند، طبقهء زيرين مخصوص نگهداري کالا يا به عبارت ديگر انبار مال التجاره است، طبقهء دوم تجارتخانه و محل کار و طبقهء سوم بيتوته و استراحت، اگر چه اکنون اکثر حجرات طبقهء سوم تيمچه‌ها و سرايها نيز مبدل به دفتر کار بازرگان شده است اما سابقاً که وسائل نقليه بازرگانان اين گونه فراهم نبود، بازرگانان ناچار بودند هميشه نماينده‌اي براي خريد و فروش کالا در محل داشته باشند آن نماينده در اطاق فوقاني تجارتخانهء خود بيتوته مي کرد. يعني اين سرايها و تيمچه‌ها هم محل کار آنها بودند و هم محل اقامت و استراحتشان.

 

عمارت ائل گولي تبريز

شاه گلي (استخر شاه) سابق و ايل گلي (استخر مردم) فعلي از گردشگاه‌هاي زيبا و دلکش است که در جنوب شرقي تبريز، بر دامنه تپه‌اي واقع شده است. مساحت استخر بزرگ ائل گلي 54675 متر مربع مي باشد. در جنوب آن تپه‌اي است که آن را از بالا تا پايين همسطح استخر پله بندي کرده و نهر آبي از آن به طرف پايين روان است. از سمت جنوبي و از وسط استخر خياباني کشيده شده که استخر را به صورت شبه جزيره‌اي درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه‌اي ساخته شده است. در پيرامون استخر از روزگاران قديم، درختان کهنسالي سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زيبايي آن محوطه مي افزايد. تمام تپه‌هاي جنوبي استخر به شکل بسيار زيبايي چمنکاري و گلکاري شده در روزهاي گرم تابستان استراحتگاه مردم تبريز و مسافران ساير شهرها مي باشد. نادر ميرزاي قاجار مي نويسد: «اين آبگير در اوايل حکومت قاجار ملک يک سلسله از سادات تبريز و انباشته از خاک و ريگ بود. قهرمان ميرزا پسر هشتم عباس ميرزا نايب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربايجان بود، آن ملک را در مقابل سالي سي و پنج خروار غله بخريد. سپس در آبادي و عمران آن همت گماشت». و از اعتمادالسلطنه نقل است که: «عمارت درياچه عبارت از کلاه فرنگي دو طبقه بسيار آبادي است و بزرگي اين درياچه به درجه‌اي است که به قدر دو آسيا سنگ آب در آن وارد مي‌شود ولي مدت شش ماه از آب پر مي‌گردد.» در مورد تاريخ بناي اين عمارت اطلاعات مستندي در دست نيست. در بهار سال 1309، که هنوز استخر و طبقهء پائين عمارت آن باقي بود از طرف شهرداري تبريز تعمير گرديد و از اواخر ارديبهشت ماه به صورت گردشگاه عمومي شهر در آمد. عمارت فوق در سال 1346 به علت کثرت رطوبت و فرسودگي تخريب شده و به جاي آن در سال 1349 بناي عمارت زيباي دو طبقه‌اي با همان طرح قبلي ساخته شد. در روزهاي پيروزي انقلاب اين بنا تعطيل شد ولي در سال‌هاي اخير مجدداً بازگشايي و مورد بهره برداري قرار گرفته است.

 

موزه مشروطيت تبريز

خانه کوزه کناني‌ها که بعدها براي زنده نگهداري خاطرات نهفته درآن "خانه مشروطيت" ناميده شد.درسال 1247 شمسي توسط حاج مهدي کوزه کناني (ابوالمله) بنا نهاده شد. به سبب موقعيت ويژه اين خانه در جوار بازار قديمي تبريز و مرکز بافت قديم شهر و شور و علاقه بانيان به نهضت مشروطه، اين خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبديل گشته و تصميمات بسيار مهمي درآن اتخاذ شده است. غيراز بارعظيم تاريخي، خانه مشروطيت از ويژگي‌هاي معماري ايراني نيز بهره دارد و به همين لحاظ د رسال 1354 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. اين خانه در محله قديمي "راسته کوچه" تبريز واقع شده و اينک به عنوان موزه مشروطيت و مرکز اداري ميراث فرهنگي استان از آن استفاده مي‌شود.

 

مسجدجامع تبريز

مسجد جامع تبريز از بناهاي تاريخي شهر تبريز است. اين مسجد که در کتاب‌هاي تاريخي ازآن به عنوان "جامع کبير" نيز نام برده شده، هميشه مسجد جامع شهر تبريز بوده و بازار گرداگرد آن شکل گرفته است. قديمي ترين بخش آن شبستان وسيعي است از تاق وگنبدهايي که بر فراز ستون‌هاي هشت گوش آجري که زينت بخش آن گچبري‌هاي ظريف و هنرمندانه دوره رواديان (مقارن سلجوقيان) است بنا شده است. مسجدجامع در دوره ايلخانان مغول مورد توجه و تعمير بوده و بخش‌هائي به آن افزوده شده است. محراب رفيع گچبري باقيمانده فعلي يادگار آن دوره است. دردوره حکومت آق قويونلويان در آذربايجان گنبد ي رفيع مزين به انواع کاشيکاري‌هاي معرق به وسيله سلجوق شاه بيگم زن اوزون حسن در بخش شمالي آن احداث شده که هنوز هم پايه‌ها و گوشه‌هايي از کاشيکارهاي آن باقيمانده است. در زلزله سال 1193 هجري قمري که بسياري از بناهاي تبريز آسيب ديد، اين مسجد نيز از خرابي مصون نماند. مسجد فعلي با پايه‌هاي متين و پوشش طاق و چشمه بعد از زلزله در اوايل حکومت قاجار و توسط حسينقلي خان دنبلي حاکم وقت بنا شده است که از آثار خوب قاجاري مي باشد

 

مسجدکبود تبريز

مسجد کبود (به ترکي: گوي مچيد)، يا مسجد جهانشاه، از بناهاي تاريخي زيباي تبريز است. اين مسجد بنا به کتيبه سردر آن در سال 870 هجري قمري و در زمان سلطان جهانشاه مقتدرترين حکمران سلسله قره‌قويونلو که خود زيبا پسند و شاعر بوده و "حقيقي" تخلص مي‌کرده، بنا شده است. تنوع و ظرافت کاشيکاري و انواع خطوط به کار رفته در آن و همچنين زيبايي و هماهنگي رنگ‌ها سبب شده است که به "فيروزه اسلام" شهرت يابد. کتيبه‌هاي سردر مسجد به خط نعمت‌الله البواب خوشنويس مشهور سده نهم است و سرکاري و نظارت بر ساخت آن با عزالدين بن ملک قاپوچي بوده است. زلزله سال 1193 هجري قمري آسيب فراوان به مسجد زد و گنبدهاي آن فرو ريخت. با اين‌که امروز از اين مجموعه زيبا جز سردري شکسته و چند پايه باقي نمانده است ولي بايد گفت "...که با شکستگي ارزد به صد هزار درست". تعميرات و دوباره‌سازي مسجد به منظور حفاظت و بازسازي بخش‌هاي باقيمانده شامل طاق‌ها و پايه‌ها از سال 1318 آغاز شده است و هنوز ادامه دارد

 

مقبراه الشعرا تبريز

يکي از جذاب‌ترين و مهم‌ترين اماکن شهر تبريز مقبرةالشعرا در محله‌ي سرخاب است که محل دفن ده‌ها تن از عرفا، دانشمندان و اديبان نام‌آور اين مرز و بوم است. معروفترين آرميدگان مقبرةالشعرا به شرح زير مي باشند اسدي طوسي، قطران تبريزي، مجيرالدين بيلقاني، خاقاني شيرواني، ظهيرالدين فارابي، شاپور نيشاپوري، شمس الدين سجاسي، ذولفقار شرواني، همام تبريزي، ماني شيرازي، شکيبي تبريزي. از واپسين مشاهيري که در اين مقبره دفن شدند، ثقةالاسلام شهيد از شهداي والا مقام صدر مشروطيت و محمد حسين شهريار شاعر نامدار معاصر ايران است

 

برج خلعت پوشان تبريز

در ده کيلومتري شرق تبريز در روستاي کرگج از دهستان باسْمَنج برج آجري بلندي وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف شده است. اين ساختمان از آثار دوران صفوي مي باشد و در دوره قاجار نيز در اين بنا خلعت اعطائي پادشاهان ايران بر دوش فرمانداران و خدمتگزاران محل انداخته مي شد. اين برج داراي شانزده پهلو و سه طبقه است. طبقه سوم برج فاقد سقف بوده و بالاي ديوار آن کنگره دندانه‌اي ساخته شده است که در آيينهاي ويژه از آنها استفاده ميشده است. سر جان مالکُلم در کتاب خود بنام تاريخ ايران مينويسد: «چون وضع حکومت چيره بر ايران چنان است که ميبايست در هر امري ملاحظه شئونات سلطنت بشود بسياري از آيينها در ايران از اين سبب رواج يافته است. هر چيز که نام پادشاهي بر آنست يا از آن شاه است بايد با احترام و آزرم با آن عمل نمايند و به گونه ويژه‌اي اداي لوازم آداب کنند، براي نمونه اگر خلعتي از سوي پادشاه به حکام بلد يا کسي ديگر حتي شاهزادگان خانواده پادشاهي فرستاده شود بايد به مسافت چند ميل به پيشواز آن رفته با سپاسگذاري بسيار خلعت را بپوشد آن گونه که هر استان حاکم نشيني جاي ويژه‌اي در بيرون شهر دارد که آن را خلعت پوشان گويند. خلعت پوشان معمولاً چهار ميل از شهر بيرون است.» کرگج نام روستايي است از دهستان باسْمَنج تبريز واقع در استان آذربايجان شرقي ايران. در اين روستا که در ده کيلومتري شرق تبريز قرار دارد برجي تاريخي از آجر وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف است.
از ديگر نقاط ديدني شهر تبريز موزه آذربايجان را بايد نام برد . اين موزه درمساحتي قريب به 3000 متر مربع درسال 1341 مورد بهره برداري قرار گرفته است و مشتمل بر3 سالن نمايش 2300 قطعه شيء ثبت شده مي باشد . آثار به نمايش گذاشته شامل اشياء باستاني از دوران هاي مختلف تاريخي ، آثار مردم شناسي و آثار مشروطيت مي باشد. اين موزه در جنب مسجد کبود واقع شده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:9  توسط امید سلیمانی  |